خدمات قرنطينه در خليجفارس به پزشكان انگليسى محوّل شده و اين خدمات در موارد زيادى نقش سياسى داشت ، اما موقعيتى كه رشد نفوذ انگليسى در خليج را سهولت مىبخشيد ، عدم فعاليت دولت ايران بود كه در جنوب ايران ، مانند شمال ايران عملى براى رفاه و تسهيل امور حملونقل انجام نمىداد و اين امر متأسفانه بدانجا منتهى مىگرديد كه در جنوب نيز مانند شمال توجه خارجيان به منافع خودشان بود .
در اين رابطه ، كاملا صحيح است كه ادعا شود تنها نگرانى انگلستان پايگاههاى نفوذ سياسى بود . كابل انگليسى فاو - هليله - هنگام - جاسك - كراچى ( 1864 ) و هليله - رأس المندان - جاسك - مسقط و خط زمينى انگليسى تلگراف كه به جاسك ، گواتر و بوشهر ختم مىشد ، اگر چه جهت مقاصد سياسى انگلستان بسيار مفيد بود ، اما همزمان تسهيلاتى نيز در تمام سيمهاى انتقالى بينالمللى بين هند و اروپا به وجود مىآورد . در طول جنگ ، كابل انگليسى تا سال 1915 در ايران براى تلگرافهاى رمزى ادارات آلمان به كار مىرفت و بدينسان بىطرفى ايران رعايت مىشد .
از مدتها قبل انگليسىها سعى مىكردند كه مناسبات كشتيرانى در خليجفارس را بهبود بخشند . در سال 1904 تعويض اجبارى بين فرستادهء انگليس در تهران و دولت ايران انجام گرفت . انگليسىها از دولت ايران ترميم تأسيسات و لنگرهاى بندر بوشهر را كه به علت پائين بودن سطح آب ، كشتىهاى بزرگ مجبور به لنگر انداختن در قسمت خارجى اسكله در فاصلهء 7 ميلى ساحل بودند ، خواستار شد . قسمت داخلى اسكله فقط براى كشتيهايى قابل عبور بود كه قسمت فرورفتهء آن در آب ، بلندتر از 12 پا نباشد . زمانى كه انگليسىها در اين مورد ، از ايران همكارى نديدند ، چنين اعلام كردند كه آنها كارهاى ضرورى را خود تقبّل مىكنند و مهندسان انگليسى جهت آزمايش بندر در راه هستند . همزمان ، دولت انگليس اعلام كرد كه انتظار دارد دولت ايران جهت اين كار ، كمك و مساعدت كند . دولت ايران پاسخ داد كه اعزام مهندسان بنا به تقاضاى ايران نبوده است و ممانعت چندانى هم در قبال اين كار نشان نمىدهد ، و از جهتى نيز خود را موظف به پرداخت پول و يا حمايت از آنان نمىداند . در آن زمان كشتى انگليسى اينوس تىگىتور
» rotagitsevnI «
با مهندسان مربوطه در خليجفارس لنگر انداخته بود . اما كسى از ترميم تأسيسات بندر بوشهرچيزى نشنيد . بههرحال كشتىها تا قبل از وقوع جنگ مانند گذشته در سمت خارجى اسكله لنگر مىانداختند .