تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 601

مساهمون:

ص٦٠١

3 . حاجى ميرزا ابو تراب در مشروطهء دوم

سرنوشت حاجى ميرزا ابو تراب ، پس از فتح تهران و سلطهء عناصر سكولار بر اين شهر ، به روشنى قابل حدس است . پيدا است كه ( بويژه پس از اعدام فجيع حاج شيخ فضل اللّه نورى ، و رواج مفاسد و منكرات شرعى توسط امثال يپرم داشناك در پايتخت و ديگر شهرهاى ايران ) حال‌وروز خوشى نداشته و تا مدتى ، زندگى را در انزوا و همراه با بيم و هراس مىگذرانده و خانه‌به‌دوش بوده است . حاجى ميرزا ابو تراب ، خود در نامه‌اش به صاحب عروه ( مورخ 20 شوال 1327 ق ) تصريح مىكند كه از ربيع الثانى 1327 تا زمان نگارش نامهء مزبور ، به مدت هفت ماه « خائفا يترقّب در طهران به حال انفراد ، مختفى » و پنهان مىزيسته و در شوال ياد شده ، به اعتبار تأمين نامه‌اى كه اخيرا دوستانش در زاد شهر وى : قزوين ، از « كميتهء ستار » آن شهر گرفته بودند ، عزم رفتن به قزوين را داشته است . نامهء پرسوزوگداز وى را ( كه گواه صدق هشدارها و پيش‌بينىهاى او در رسالهء تذكرة الغافل و ديگر نامه‌ها و مكتوبات پيشين او است ) باهم مىخوانيم : به شرف عرض حضرت حجة الاسلام عالى مىرساند : عظم البلاء و برح الخفاء و انقطع الرجاء و ضاقت الارض بما رحبت بما كسبت ايدى الناس ، فالى اللّه المشتكى . متحيّرم كه به ذكر كدام داهيه مصدّع گردم و به چه جرئت كشف حال از سوء احوال نمايم ، و لقد خرس اللسان و جمدت البنان و جفّت الاقلام . « 1 » همان‌قدر عرضه مىدارم كه خدا دور فرمايد از رحمت خود كسانى را كه زحمات عامّهء انبيا و اوليا و علما را مهدور « 2 » نمودند و كليهء منكرات را شايع و لمعات « 3 » معروف را خامد « 4 » خواستند و بزرگان را مقتول و مصلوب ارامنه كردند « 5 » و در معابر ، زياده از صد دكان مسكرات و ادارات فحشاء برپا و شبى هزار ارمنى را در حجر مسلمات خوابانيدند « 6 » و هرچه فرياد كرديم نشنيدند . نمىدانم جواب مذكورات را و ريختن اين دماء « 7 » و تاراج اين اموال منهوبه را چگونه خواهند داد و چه فكر از براى حضور [ در ] محضر
هامش
( 1 ) . زبان ، الكن ؛ انگشتان ، يخ‌زده ؛ و قلمها خشك شده است . ( 2 ) . هدر و ضايع . ( 3 ) . درخشش‌ها . ( 4 ) . خاموش . ( 5 ) . اشاره به اعدام شيخ نورى توسط يپرم خان ، ارمنى سكولار و عضو حزب داشناك . ( 6 ) . در اصل : خابانيدند . حجر مسلمات يعنى دامن زنهاى مسلمان . ( 7 ) . خونها .
فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 601 | على ابو الحسنى ( منذر )