از چگونگى اقدام سيد در برابر اين پيشنهاد خبرى نداريم ، اما اين را مىدانيم كه پرچمدار جنبش مشروعهخواهى - حاج شيخ فضل اللّه نورى - همان ايام ( مشخصا در ذى حجهء 1326 ق ) در حاشيهء دستخط صاحب عروه ( مورخ ذى قعدهء 1322 ق ) دائر بر تصديق « قوّهء استنباط و ملكهء اجتهاد » در حاجى ميرزا ابو تراب و شايستگى وى براى « تصدى امور شرعيه و علميه » « 1 » ، كتبا بر شايستگى علمى و ولايى حاجى ميرزا ابو تراب مهر تأييد نهاد :
بسم اللّه الرحمن الرحيم
چنانچه جناب مستطاب حجة الاسلام و المسلمين آقاى آقا سيد محمد كاظم يزدى دام علاه مرقوم فرمودند ، داعى هم بالوجدان در جناب مستطاب ملاذ الانام حاجى ميرزا ابو تراب سلمه اللّه تعالى ملكهء قدسيهء استنباط و اجتهاد را يافتم و جائز و راجح مىدانم براى ايشان تصدى امور شرعيهء حسبيه را از قبيل مرافعات و حكم در فصل خصومات و غيرها ، و ان شاء اللّه چنانچه مرجوّ از ايشان است در امورى كه بايد مداقّه و اعمالنظر شود ، [ دقتنظر ] خواهند فرمود . حرّره الاحقر فضل اللّه نورى فى . . . شهر ذى الحجة الحرام 1326 . « 2 »
* مخالفت با تجديد مشروطيت ( مشروطيت به شكل « بحرانزاى » پيشين )
حاجى ميرزا ابو تراب ، در قزوين نيز بيكار ننشست و همسويى و همكارى خود با اهداف اصلاحى شيخ نورى را ادامه داد ، كه جلوهء بارز آن ، تأييد اقدام شيخ مبنى بر جلوگيرى از مجلس و مشروطيت ( به شكل « بحرانزاى » مشروطهء اول ) بود . چگونگى آنكه :
مىدانيم كه مجلس شورا در 23 جمادى الاول 1326 قمرى توسط محمد على شاه منحل شد ، اما آنگونه كه در بيانيههاى رسمى حكومت مطرح گشت اين عمل به معنى تعطيل اساس مجلس و مشروطيت نبود و لذا وعده داده شد كه چند ماه بعد انتخابات مجددا انجام ، و مجلس با نمايندگان جديد تشكيل گردد . « 3 » اسناد موجود حاكى است كه شيخ فضل اللّه نيز در اين زمان هنوز به مشروطيت ( در قالب مشروطهء مشروعه ) معتقد
هامش
( 1 ) . نوشتهء مرحوم صاحب عروه را قبلا آورديم .
( 2 ) . براى دستخط شيخ ر . ك ، بررسيهاى تاريخى ايران ، ش 1 ، مرداد - شهريور 1373 ، ص 60 .
( 3 ) . ر . ك ، تاريخ مشروطهء ايران ، كسروى ، ص 658 و 826 ؛ خاطرات و اسناد ظهير الدوله ، صص 356 - 357 .