تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
بود . « 1 » ولى سير حوادث ، به‌ويژه حمايت صريح دو همسايهء زورگو و سلطه‌جوى ايران ( روس و انگليس ) از مشروطه « 2 » و دادن اولتيماتوم‌هاى متعدد به شاه براى تجديد مشروطيت « 3 » ، و آشكار شدن بندوبست‌هاى مشروطه‌خواهان تندرو با آن دو قدرت استعمارى « 4 » ، به زودى كار را بدانجا رسانيد كه شيخ و يارانش ، مصلحت اسلام و ملت را با تجديد مشروطيت و مجلس ( به شكل « بحران‌آفرين » مشروطهء اول ) ناسازگار يافته و درواقع بر آن شدند كه مدل عدالتخانه ( - مشروطهء حدّاقلى ، مجلس شورا با مسئوليت محدود ) را جايگزين مشروطه ( و درواقع : مشروطهء حدّاكثرى ، و پارلمانتاريسم مطلقه ) كنند . « 5 » پيرو اين امر ، زمانى كه موسم اجراى وعدهء شاه ( مبنى بر تجديد انتخابات مجلس ) نزديك شد ، شيخ و يارانش با برپايى همايش و تظاهرات گستردهء مردمى در باغشاه تهران ( شوال 1326 ) خواستار تعطيل مشروطيت ( در جهت برقرارى عدالتخانه ) شدند . شاه در دستخطى كه خطاب به شيخ و علما ( پس از تظاهرات باغشاه بر ضدّ مشروطه ) صادر نمود تصريح نمود : . . . حال كه مكشوف داشتيد تأسيس مجلس [ مشروطه ] با قواعد اسلامى منافى است و حكم به حرمت داديد . . . در اين صورت ما هم از اين خيال بالمرّه منصرف [ گشته ] و ديگر عنوان همچون مجلس نخواهد شد .
هامش
( 1 ) . تاريخ بيدارى ايرانيان ، ناظم الاسلام كرمانى ، بخش دوم ، 4 / 169 . ( 2 ) . سر جرج باركلى ( سفير انگليس در ايران ) صريحا در تلگراف به سرادواردگرى ( وزير خارجهء لندن ) مىنوشت : « تا زمانى كه رژيم جديد [ - مشروطه ] روى كار نيامده است بايد به شاه گرسنگى داد » ! ( ر . ك ، تاريخ استقرار مشروطيت در ايران ، ترجمهء حسن معاصر ، ص 1047 ) . ( 3 ) . در همين ايام ، دهخدا و يارانش به شاه اعلام خطر مىكردند : « شاهنشاها ، مجال ترديد نمانده كه دول مجاوره براى برقرارى مشروطه و لو به قوّهء جنگى حاضر شده‌اند . مقاولات پادشاه انگلستان و ادواردگرى و ايزولسكى ، همگى تصميم آن را تصريح مىكنند . . . » ( ر . ك ، مبارزه با محمد على شاه ، همان ، ص 27 ) . ( 4 ) . نكتهء مهم و بسيار قابل‌توجه آن است كه ، روس و انگليس در اولتيماتوم خويش به شاه ، بر تجديد مشروطه و عفو مقصّرين سياسى ( يعنى تقىزاده‌ها ) اصرار مىورزيدند ، و اين ، جز به معنى تاخت‌وتاز مجدّد عناصر تندرو ، و نتيجتا تجديد همان شهرآشوبىها و فتنه‌انگيزىهاى كور و ايران‌سوز نبود ، و شيخ به هيچ‌وجه ، تكرار آن بساط كذايى را به سود ملك و ملّت نمىدانست . . . ( 5 ) . شرح ماجرا را ، راقم سطور ، در كتابهاى خود : « انديشهء سبز » ، « كارنامهء شيخ فضل اللّه نورى ؛ پرسشها و پاسخها » و « ديدبان بيدار » آورده است .