تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 597

مساهمون:

ص٥٩٧
ارشاد الجاهل » ( تأليف 1326 ق ) است كه مؤلف آن تاكنون شناخته نشده و بعضا به حاج شيخ فضل اللّه نورى نسبت داده مىشود ، ولى چنان كه قبلا گفتيم ، قطعا اثر فكر و خامهء حاجى ميرزا ابو تراب قزوينى است . پيش از اين ، به بخشهايى از مندرجات تذكرة الغافل اشاره داشتيم و توضيح كامل پيرامون مندرجات اين رساله ، نياز به فرصت مبسوطى دارد كه از ظرفيت محدود اين مقال بيرون است . طبع و انتشار اين رساله - چنان كه قبلا اشاره داشتيم - ظاهرا توسط فرزند صاحب عروه ( سيد احمد ) در تهران انجام گرفت . ناظم الاسلام كرمانى در بخش حوادث مربوط به چهارشنبه 13 ذيحجة الحرام 1326 ق مىنويسد : « امروز كتابى ديدم كه آقا سيد احمد پسر آقا سيد كاظم [ صاحب عروه ] در ردّ مشروطه طبع كرده بود و خيلى بىانصافى كرده است » . « 1 »

* بازگشت به قزوين

بر پايهء اسناد و مدارك موجود ، حاجى ميرزا ابو تراب پس از انحلال مجلس اول ، تهران را به سوى قزوين ترك گفته است . سيد احمد طباطبايى در نامه به پدر خويش ( صاحب عروه ) ، مورخ حدود اواخر شوال 1326 ، خاطرنشان مىسازد كه : « حاجى ميرزا ابو تراب چندى است به قزوين رفته‌اند و على الظاهر خيال توقف آنجا را دارند ، چون مردم خيلى اقبال به ايشان نموده‌اند و ماندن ايشان هم در قزوين خوب است . مراتب ديانت و متانت و تقوى و عالميّت ايشان بر خود حضرت عالى مكشوف و غيرمستور است . درجهء فدويت و جان‌فشانى ايشان هم در مقام حضرت عالى ، به اعلى درجه است كه شايد تا يك درجه بر خود حضرت عالى هم معلوم باشد . لذا بايد ترويج از ايشان در قزوين بشود تا كاملا از عهدهء خدمت به شرع انور برآيند . لازم [ است ] تعليقه [ اى ] مشتمل بر تجليل ايشان و در ضمن امر به تصدّى امور شرعيهء عامّه و فصل خصومات به ايشان نوشته شود و ارسال طهران داريد در جوف پاكت حقير ، كه حقير به ايشان برسانم و در ضمن موعظه و نصايح هم نوشته شود كه خيلى باوقع خواهد بود و ترويج ايشان هم شده است . . . » .
هامش
( 1 ) . تاريخ بيدارى ايرانيان ، بخش دوم ، 4 / 273 - 274 ، و نيز ر . ك ، همان : صص 271 - 272 .