تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 588

مساهمون:

ص٥٨٨
ساليانه‌شان در قم ( دههء آخر صفر ) در حضور جمعى از فضلاى حوزهء علميهء قم « 1 » ضمن گفتگو و بحث پيرامون روزگاران گذشته ، به كشاكش مشروطه و استبداد در عصر مشروطيت اشاره كردند و به مناسبت ، حكايت زير را بيان داشتند : مرحوم حاج آقا باقر قمى ، آقازادهء حاج‌آقا حسين قمى ( با مرحوم حاج‌آقا حسين طباطبايى قمى ، مرجع معروف ، اشتباه نشود ) از علماى برجستهء قم بودند كه منزلشان روبروى آب‌انبار سيّد عرب قرار داشت . ايشان براى من - مسجدجامعى - نقل كردند : در ايام مشروطه ، روزى درب منزل مرحوم والد را زدند . مرحوم والد فرمودند ببينيد كيست ؟ به ايشان گفته شد : سه نفر چوپان هستند كه به ملاقات شما آمده‌اند . به مجرّد آنكه پدرم اين خبر را شنيد فورا از جا برخاست و با سروپاى برهنه ، سريع و شتابان ، خود را به دم در رسانيد و از افراد مزبور به گرمى استقبال كرد و آنان را با احترام زياد به داخل منزل راهنمايى نمود . به زودى معلوم شد كه مهمانان مزبور چوپان نيستند ، بلكه سه تن از علماى وقت تهران به نامهاى حاجى ميرزا ابو تراب شهيدىقزوينى ، حاج شيخ روح اللّه قزوينى و آقا سيد ابو الحسن طالقانى ( پدر آقا سيد محمود طالقانى معروف ) هستند كه از دوستان و شاگردان مرحوم حاج شيخ فضل اللّه نورى مىباشند و از سوى ايشان براى مذاكره و گفتگو پيرامون اوضاع و احوال وقت ايران با مرحوم آخوند خراسانى و دادن گزارشى از حقايق امور و قضايا به ايشان ، به نجف رفته و اينگ برگشته و به‌سمت تهران مىروند ، و روى مصالحى ، خود را به شكل چوپان درآورده‌اند . . . حاج آقا باقر قمى مىفرمود : آنان ، ضمن شرح جريان مأموريت خويش ، به پدرم گفتند : ما به نجف‌اشرف رفتيم و 12 شبانه‌روز نيز در آنجا توقف كرديم ، ولى هرچه كوشيديم كه راهى بيابيم تا ساعتى را ، به‌طور خصوصى ، به محضر آقاى آخوند خراسانى رسيده و در مجلسى خلوت ، دور از چشم اغيار ، با ايشان به گفتگو بنشينيم و ايشان را در جريان حقيقت قضاياى مشروطه و توطئه‌هايى كه در پوشش عناوين فريبنده ، بر ضدّ اسلام و ايران در جريان است قرار دهيم ، اطرافيان نگذاشتند و ما ، بدون نتيجه ، بازگشتيم . در اين سفر ، البته ، حاجى ميرزا ابو تراب با آيت اللّه صاحب عروه و احتمالا برخى ديگر از اعلام نجف ديدار و پيرامون اوضاع ايران گفتگو و رايزنى كرد ، كه بىگمان در
هامش
( 1 ) . نظير آقايان حجج اسلام حاج آقا منير الدين هاشمى حسينى شيرازى و حاج آقا معز الدين حسينى شيرازى و نيز آقازادهء بزرگ آيت اللّه مسجدجامعى ( آقا ضياء الدين مسجدجامعى ) .