آميرزا سيد محمد مراوده پيدا كردند . بعد آقاى آميرزا سيد محمد را بهعنوان مسلمانى و تدين به مكرها و شيطنتها گول زدند كه : مقتضاى تدين [ و ] مقتضاى مسلمانى اين است كه ظلم برداشته شود ، خوب است ايران اينطور و آنطور باشد . و ديگر ملازم آقا شدند و متصل شيطنت كردند و هى به آقا جلوه دادند كه : ما مسلمانيم ، خدا همچه فرموده ، پيغمبر همچه فرموده ، و مطلب خودشان را به صورت دين و شرع هى انجام دادند و مىدهند و بسيارى از روزنامهنويسهاى [ فعلى نيز ] از اين قبيلاند ؛ اگر شخص فطن زيرك خوب نظر و غور كند در روزنامهها « 1 » ملتفت مىشود مطالبى را كه عرض شد . چنانچه ، نادرى از اهل منبر هم از قبيل همين اشخاصاند كه عرض شد ، كه از منبرشان و حرفهايشان بويى از آخرت نمىآيد و منحصر است مطالب منبرشان و آيات قرآنى و اخبار اهل بيت خواندنشان به مطالبى كه راجع است به نظم امر دنيا .
و از جملهء خيالاتشان اين است كه رياستى كه امام ( ع ) از براى علما - يعنى علماى خوب را و متدين را مىگويم - قرار داده و اينها را نايب عام قرار داده ، به اسم اينكه استبداد است اين رياست دينى را از آنها بردارند كمكم ، و اين علماى دينى را ضعيف كنند ، مثل ساير دول كه علماى دينىشان اضعف از علماى صنايع و از علماى سياسى و تمدن هستند ، بلكه وجودشان و قولشان محلّ اعتنا نيست ، بلكه كالعدم است و به اين واسطه كمكم دين ضعيف بلكه معدوم شود و مقاصد آنها بهطور اتم انجام بگيرد و مانعى از علماى اعلام نداشته باشند در اجراى كفريّات و قواعدشان .
اى مسلمانان ، تا كى تنبّه پيدا نمىكنيد ؟ عقل شما را ربودند ، بعد از آن دين شما را ربودند و شما ملتفت نيستيد .
مشروطه معنىاش اين است كه تمام افراد اهل مملكت نظر داشته باشند در اجراى احكام مملكتى ، يا بشخصه يا هرجمعى وكيلى را تعيين كنند كه وكيل آنها از جانبشان نظر داشته باشد ، كه حاصل ، همه راضى باشند به اجراى احكام آن .
اى مسلمانان ، آيا شما راضى مىشويد كه حكمى ، خلاف قول پيغمبر جعل كنند ؟ ! آيا شما راضى مىشويد به اينطور كه عرض شد كمكم دين پيغمبر ( ص ) از ميان برود ؟ ! بيدار شويد ببينيد « 2 » چه به روز ما آوردند ؟ !
پس نگوييد كه ما مشروطه مىخواهيم ، بگوييد ما مجلس عدالت و شورى مىخواهيم و آن ظلم و تعديات سابق را نمىخواهيم و البته هيچ مسلمان و هيچ
هامش
( 1 ) . در اصل : روزنامها .
( 2 ) . در اصل : به بينيد .