تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١
اسلامى ايران ، يك طلبه ، يك عالم ، و يك فقيه نيست كه بتواند اقلا يك ساعت بدون برداشتن چماق تكفير . . . با يك كشيش عيسوى ، با يك خاخام يهودى و با يك حشيش مدعى قطبيت . . . يك ساعت منظّم و موافق اصول منطق صحبت كند » ! « 1 » و خواننده درمىماند كه ، آيا نويسندهء اين سخنان ، نام فارابى و ابن سينا و نصير الدين طوسى و علامهء حلّى و فيّاض لاهيجى و محمد باقر مجلسى و دهها حكيم و متكلم ديگر را ، كه در طول تاريخ 14 قرنهء ايران اسلامى ، با استدلال و منطق ، از مبانى اسلام و تشيع دفاع كرده و آثار علمى ماندگارشان مورد مطالعه و تحسين محققان بىطرف شرق و غرب قرار دارد ، نشنيده است ؟ ! آيا هيچ انسان يا ملت بافرهنگى ، اينچنين چوب حراج به مواريث گرانقدر علمى خويش مىزند ؟ ! « 2 » مقالهء ياد شده در روزنامهء صوراسرافيل ، در بين مردم مسلمان بازتابى تند يافت و حتى شخصيتى چون سيد محمد طباطبايى را « آزرده » و برآشفته ساخت . « 3 » سيد عبد اللّه بهبهانى نيز طىّ نامه‌اى به مخبر السلطنه ، وزير علوم ، خواستار توقيف روزنامه و تنبيه مدير آن گرديد : . . . امروز جمعى از اهل علم و غيره ، جريدهء صوراسرافيل را ارائه به داعى كرده و بعضى امور غيرلايقه كه در آن درج بود ديدم . علاوه بر اينكه حقيقتا درج اين‌گونه مطالب در روزنامه و نشر آن ، با لوازم اسلاميّت سازش ندارد . گمان دارم اين مطالب به همين زودى موجب فساد عظيمى در دار الخلافه و ساير بلاد شود . آخر خودتان ملاحظه بفرماييد كه اگر بنا باشد در روزنامه [ اى ] كه در پايتخت اسلام طبع مىشود صريحا نوشته شود كه هزار و سيصد سال كسى پيدا نشده است در مقابل نصارا سخن حسابى بگويد . . . ، ديگر براى اسلام چه باقى مىماند ؟ ! و اينچنين تعرّض به علماى اعلام به‌طورى كه موجب توهين [ به ] نوع است و به تمام اهل علم برمىخورد . . . جدّا از جناب اجلّ عالى مىخواهم كه
هامش
( 1 ) . همان : ص 6 . ( 2 ) . پيش از اين ، در بخش چهارم كتاب حاضر ، فصل مربوط به « غيرت و سوز ديندارى » صاحب عروه ، به مقابلهء علمى و قلمى علماى ايران در عصر قاجار با تبليغات ضدّ اسلامى كشيشهاى تبشيرى نظير « هنرى مارتين » ( كشيش انگليسى وابسته به كمپانى هند شرقى ) و بويژه همت علماى اصفهان در سالهاى پيش از مشروطه به تأسى انجمن فرهنگى « صفاخانه » در جلفاى اصفهان براى بحث و مناظرهء آزاد علمى با مبلغان مسيحى اشاره داشتيم . ( 3 ) . تاريخ مشروطهء ايران ، كسروى ، ص 278 .
فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 581 | على ابو الحسنى ( منذر )