تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 580

مساهمون:

ص٥٨٠
چرا جلوگيرى از لوايح كفره نمىشد ؟ كدام جريده نوشته شد كه مشتمل بر طعن به اسلام و اسلاميان نبود . . . ؟ اى عزيز ، اگر اعطاء حريت نشده بود آن خبيث در محضر عمومى اين همه انكار ضرورى نمىكرد و از جمله آنكه نمىگفت مردم حق خود را بگيريد ، در قيامت كسى پول سكه نمىزند ، آخوندها خودشان برآوردند كه قسم بخور برو پى كارت . . . و آن صور ملعون نمىنوشت كه توسل به هراسم و رسم شرك است . . . « 1 » مراد از « صور ملعون » ، ميرزا جهانگير خان صوراسرافيل ، مدير روزنامهء صوراسرافيل است كه جريده‌اش ، به دليل طرح مطالب ضدّ اسلامى ، حتى پيشوايان انقلاب مشروطه ( سيدين بهبهانى و طباطبايى ) را شديدا ناراحت ساخت و فراتر از اين ، آيت اللّه سيد عبد اللّه بهبهانى ( كه به تصديق همگان : بر مشروطه حق آب‌وگل داشت ) حكم به توقيف روزنامه و تنبيه مدير آن كرد ! داستان اين واقعه ، چنان كه در كتاب « ديده‌بان ، بيدار » آورده‌ايم ، از اين قرار بود : روزنامهء صوراسرافيل در شمارهء 4 خود ( صص 6 - 7 ) مقاله‌اى را به چاپ رساند كه درواقع ادعانامه‌اى تند عليه تمامى حكما و متكلّمان بزرگ مسلمان كشورمان بود : حكمت و كلام ما معجونى است مضحك از خيالات بنگيهاى هند ، افكار بت‌پرستهاى يونان ، اوهام كاهنهاى كلده ، و تخيّلات رهابين يهود . پيشوايان پرستندگان گنگ ، علماى عابدين لاما و رؤساى عناصرپرستان هند ، هريك اقلا يك يا دو كتاب مختصر و مفصل در فلسفهء مذهب باطل خود نوشته در ميان ملت و امت خويش انتشار مىدهند . اما در هزار و سيصد سال ، شهوت رياست ، لذت اصوات نعال « 2 » ، و حرص قرب سلطان ، به علماى ما فرصت نداد كه فلسفهء اسلامى را از اين مزخرفات جدا كرده و يك رسالهء مختصر مشتمل بر حكمت طريقهء حقهء خودشان به زبان عوام ، نوشته منتشر كنند . . . « 3 » در همان شماره ، « عادت به تعبّد » را ، در كنار « جهل » ، بيمارى ملت ايران شمرده و مدّعى شد كه « در مدت 1300 سال با آن همه آيات بيّنات ، با آن همه اوامر صريحه . . . چنان ما را به تعبد و قبول كوركورانهء اصول و فروع مذهب خودمان مجبور كردند و چنان راه غور و تأمل و توسعهء افكار را بر روى ما سد نمودند كه ، امروز در تمام وسعت عالم
هامش
( 1 ) . همان : صص 12 - 13 . ( 2 ) . نعلين‌ها . اشاره به علماى اسلام . ( 3 ) . روزنامهء صوراسرافيل ، شمارهء 4 ، صص 6 - 7 .