تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
در جناح مشروطه‌خواهان متشرع ) قلمداد كرد . چنان كه ، رسالهء « تذكرة الغافل » ، مىتواند به لحاظ طرح مبانى تئوريك و تشريح مقاصد و اعمال مشروطه‌خواهان ( سكولار ) ، با كتاب « تنبيه الامهء » نائينى برابرى مىكند .

* راز آن همه آگاهى و حساسيت چه بود ؟ !

اطلاع گسترده و حساسيت شديد حاجى ميرزا ابو تراب نسبت به نقشه‌ها ، دسايس و تحركات جناح سكولار ( و فرق ضاله ) در عصر مشروطيت ، به راستى عجيب و نادر است . سزد تا بپرسيم كه : حاجى ميرزا ابو تراب ، چگونه به اين مرتبه از حساسيت و آگاهى نسبت به عملكرد گروههاى ضد اسلام رسيده بود ؟ به گمان ما ، « آگاهى گستردهء » حاجى ميرزا ابو تراب از عمق نقشه‌ها و عمليات افراد و گروههاى منحرف در عصر مشروطه ، ناشى از « حساسيت شديد و مضاعف » وى نسبت به اين‌گونه كسان بوده است كه سبب مىشده افكار و اعمال آنان را دقيقا و مستمرّا زير نظر قرار دهد و اطلاعات مربوط به آنها را از طرق مناسب ، گردآورى و پردازش كند . با مرور به پيشينهء خاندان حاجى ميرزا ابو تراب ، به راز اين « توجه و حساسيت كم‌نظير » نسبت به گروههاى منحرف ، بويژه فرقهء ضالّهء بابيت ، پى مىبريم . مىدانيم كه شهرت حاجى ميرزا ابو تراب ، « شهيدى » است و اين شهرت نيز معلول انتساب او به مرحوم آيت اللّه حاج ملا محمد تقى برغانى قزوينى مشهور به « شهيد ثالث » ، مرجع بزرگ تقليد شيعه در عصر فتحعلى شاه و محمد شاه قاجار است كه حاجى ميرزا ابو تراب ، نوهء پسرى او محسوب مىشود . نام حاج ملا محمد تقى و برادر كهترش ( آيت اللّه حاج ملا محمد صالح قزوينى ، كه او نيز از مراجع بزرگ عصر قاجار است ) در تاريخ ، از جهات گوناگون ، با ماجراى بابيه پيوند خورده است . اين دو برادر ، بويژه حاج ملا محمد تقى ( نياى حاجى ميرزا ابو تراب ) در مبارزه با شيخىگرى و بابىگرى ، كوشا و پيشگام بودند و حاج ملا محمد تقى اساسا به دست تروريستهاى بابى ، به نحوى فجيع در محراب مسجد خويش به شهادت رسيد . افزوده بر اين ، حاج ملا صالح ( برادر شهيد ثالث ، و عموى پدر حاجى ميرزا ابو تراب ) دخترى دارد كه از اركان بابيه محسوب شده و حتى گفته مىشود كه در قتل عموى خود ( شهيد ثالث ) نقش « آمر » را داشته است . او همان « قرة العين » است كه داستان عجيب كشف حجاب و رفتن وى به صورت بزك كرده به ميان بابيان در اجتماع