تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
كتابهاى ديگر نوشته تمام كفر ، و متصل در مجالس و مدارس خوانده مىشود . من جمله ، كتابى در احوال پيغمبر نوشته است ، مهمش آنكه : آن جناب را يك سلطان مملكت‌گيرى بشناساند به اطفال . [ به پيامبر اكرم ] نسبتهاى جهل زياد داده و نوشته است كه : عمل او هميشه به مشورت بوده و گاهى به وحى عمل مىكرد و آن هم بسيار نادر بود . و باز نوشته : بايد مسلمين متحد باشند و اين نزاع شيعه و سنى ميشوم غلط را بايد از بين برداشت . و اين نزاع در صدر اسلام نبود ، صفويه محض مملكت‌گيرى ، ابداع اين نزاع را نمودند و علما هم كه حمّالة الحطب بودند محض وصول به مقاصد شخصيهء خود ، كتابها جعل كردند الخ . مقصود [ اين ] است كه آنچه در اين كتابها نوشته شده معتقد عامّهء مردم شده است و كتابهاى ديگر هم انجس از اينها نوشته شده ، من‌جمله كتاب حاجىبابا ، ابراهيم‌بيك و نحو آن . و كتابهايى كه معيّن شده مردم ايران بخوانند كه لسان خارجه ياد بگيرند ، ديگر در انكار اديان صريح است . چون قرائت آن ، مخصوص به اهل آن لسان است ، ديگر در او پلتيك در بيان ، اعمال نكرده . و چه عرض كنم كه رياست اين مجلس - كه عنوانش رفع ظلم است - مخصوص به همين اشخاص است . رئيس تمام آنها ، اين عبد الرحيم است . يك شيخ عبد الرحيم ديگر : تقىزاده ، ملك المتكلمين ، ميرزا مركم خان ارمنى كه او هم نداى عدالت نوشته . اى مسلمان ، ميرزا مركم خان ارمنى ، دلسوز اسلام ؟ ! آن هم چيزها نوشته منتشر كرده . سيد جمال واعظ « 1 » ، خدا لعنت كند او را و غيره و غيره و غيره و غيره ، ليلا و نهارا در منابر و محافل كه ده هزار كمتر ، بيشتر ، جمعند ، ترويج اين كفريّات مىكنند و كسى جرئت حرف زدن ندارد . هميشه در پاى منبر آنها آلات حرب آتش‌خانه زياد است . روزنامه‌ها قريب چهل قسم منتشر است كه مهم همهء آنها آن است كه مردم را ملتفت كند كه علما . . . دروغ مىگفتند ، محض آنكه مردم را سوار شوند ، اين حرفها را مىزدند . حالا كه علم خارجه ، چراغ راه هدايت ما شد و دليل صراط المستقيم حرّيت و آزادى
هامش
( 1 ) . كسروى دربارهء سيد جمال الدين واعظ اصفهانى سخنى سخت درخور تأمل دارد : « با همهء رخت آخوندى و پيشهء واعظى ، به اسلام و بنيادگزار آن باور استوارى نمىداشته ، و اين را گاهى در نهان به اين و آن مىگفته . ازينرو نامش به بيدينى دررفته » بود » ( تاريخ مشروطهء ايران ، ص 596 ) . دربارهء سيد جمال ر . ك ، توضيحات ما در كتاب : « آيت اللّه حاج مير سيد احمد طباطبايى ؛ برادر سيد محمد طباطبايى ، و پيشگام در امر « تأسيس » و « تصحيح » مشروطيت » ، چاپ مؤسسهء مطالعات تاريخ معاصر ايران ، تهران 1385 .
فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 568 | على ابو الحسنى ( منذر )