اما به دلايل گوناگون ، از آن جمله : كمبود « بصيرت دينى و سياسى » يا « جوّزدگى و انفعال » در برابر گروههاى فشار ، چنان كه بايد صف خويش را از عناصر دينگريز جدا نساخته و حتى در برخى موارد آب به آسياب تقىزادهها مىريختند ، از انتقاد حاجى ميرزا ابو تراب در امان نبودند . انتقاد او ( در نامهء فوق الذكر به صاحب عروه ) از برخى مواضع سيدين طباطبايى و بهبهانى را بايستى در همين راستا ارزيابى كرد .
* گزارش اخبار تهران به صاحب عروه و آخوند خراسانى ( افشاى مقاصد مشروطهخواهان تندرو و سكولار )
حاجى ميرزا ابو تراب ، در كنار فعاليتهايى كه جهت روشنگرى اذهان مردم داشت ، مىكوشيد با گزارش اخبار پايتخت ، و افشاى نقشهها و دسايس گروه تقىزاده نزد مراجع بزرگ نجف ( آخوند خراسانى و صاحب عروه ) آنان را از روند انحرافى مشروطيت آگاه ، و به ماهيت و اهداف عوامل نفوذى و دينستيز در آن جنبش واقف سازد ، بدينمنظور كه ، مرجعيت تشيع در نجف ، نسبت به اوضاع جارى ايران در كشاكش مشروطيت ، موضعى دقيق و پخته اتخاذ كند و ناخواسته پل پيروزى دشمنان اسلام نشود .
در اين زمينه ، نامههاى تكاندهندهاى از حاجى ميرزا ابو تراب به آخوند خراسانى و بهويژه صاحب عروه در دست است كه علاوه بر سوزوگداز اسلامى حاجى ، و جديت و اهتمام بسيار وى در راه پاسدارى از مصالح اسلام و مسلمين ، حاكى از نگاه عميق و فرجامبين او به مسائل و حوادث عصر خويش است . نامهء وى به سيد صاحب عروه ، كه ذيلا بدان مىپردازيم ، ضمنا پاسخى است به درخواستى كه سيد ( در نامهاش به حاجى ميرزا ابو تراب ، مورخ 5 جمادى الثانى 1324 يعنى در آستانهء پيروزى جنبش عدالتخواهى و تأسيس مجلس و مشروطيت ) از وى كرده و مؤكدا از او خواسته بود كه در قبال حوادث مهم روز ، به مثابهء چشم و عقل منفصل صاحب عروه در تهران عمل كند .
نامهء مفصل حاجى ميرزا ابو تراب به صاحب عروه ( مورخ 27 صفر 1325 ق ) « 1 » ، با معرفى و نقد ميرزا عبد الرحيم طالبوف ( نويسندهء سكولار و سوسيال دمكرات مشهور )
هامش
( 1 ) . روى پاكت نوشته است : « نجف ، از لحاظ مبارك حضرت مستطاب ملاذ الاسلام كهف الايتام مشيّد شرع سيد الانام حجة الاسلام آية اللّه فى الأنام آقاى آقا سيد محمد كاظم طباطبائى يزدى گذشته ، مشرّف باد . فى يوم الخميس 27 من الصفر 1325 » قمرى .