طى الارض « 1 » ، و تخطئهء يا مسخرهء برخى عقايد و احكام اسلامى « 2 » خالى نيست . نيز بايد به القائات او در باب نقص و نارسايى فقه اسلامى در ادارهء جامعه و جهان كنونى و لزوم جعل و افزودن احكام فراوان به آن « 3 » يا تبديل احكامى چون زكات به ماليات دولتى و قربانى در منا و عيد فطر به وضع صندوق اعانه براى كمك به فقرا « 4 » ، و بالاخره راندن دين از عرصهء اجتماع و سياست به ساحت امور شخصى « 5 » اشاره كرد كه سبب شد قرائت آثارش نظير « كتاب احمد » و « مسالك المحسنين » ، به رغم استقبال تجددگرايان از آنها ، از سوى برخى از علماى تهران و تبريز ( و در رأسشان ) شيخ فضل اللّه نورى و حاجى ميرزا حسن آقا مجتهد تبريزى ممنوع ، و خود وى تكفير گردد . « 6 »
هامش
- ر . ك ، همان : ص 7 ، 24 و 263 ؛ اسناد سياسى ، گردآورى ابراهيم صفايى ، صص 369 - 370 ؛ آزادى و سياست ، ص 52 ) . البته گاه برخى روحانيون را از حملات خود استثنا مىكند ، اما اولا لحن و محتواى كلى كلامش ، در مجموع ، چهرهء روحانيت را در ذهن خواننده موهون مىسازد و ثانيا چهرههاى مقبولى نيز كه به صورت استثنايى از روحانيت ترسيم مىكند نوعا مؤيّد و مثبت اصل تفكيك سياست از دين و روحانيت است .
( 1 ) . مسالك المحسنين ، ص 98 .
( 2 ) . فىالمثل ، اعتقاد به معاد را با علوم جديد غربى - كه براى آنها عملا اعتبار مطلق قائل است - ناسازگار مىشمرد ( مسالك المحسنين ، ص 268 ) . يا مسائل شرعى راجع به آب كر و ترتيبات غسل را به نحو موهنى مطرح مىسازد ( همان : 175 ) .
( 3 ) . مسالك المحسنين ، ص 26 و 94 - 95 . وى در آزادى و سياست ( ص 26 ) نيز مىنويسد : « بههرحال حضرات علما سلمهم اللّه بايد بدانند كه فرمايش حضرت ختمىمآب " اليوم اكملت لكم دينك " داعى چه رقابتها گرديد و سبب چه فسادها در قلوب فاسده گرديد . . . صاحبان شرع بايد بدانند كه احكام شرع را امروز بايد سى هزار مسئله برافزود » .
( 4 ) . مسالك المحسنين ، صص 97 - 98 .
( 5 ) . به نوشتهء دكتر عبد الهادى حائرى : « طالبوف لزوم مذهب و قوانين پيامبران را انكار نمىكند ، ولى آنها را دور از امور كشور و جنبههاى مادى زندگى نگاه مىدارد . به سخن ديگر ، طالبوف اگر چه قوانين معنوى و عرفى را لازم و ملزوم يكديگر مىداند ، نظامى بر بنياد قوانين عرفى و غيرمذهبى پيشنهاد مىكند » ( تشيع و مشروطيت . . . ، ص 50 ) .
( 6 ) . ر . ك ، مسالك المحسنين ، ص 5 ؛ خاطرات عبد اللّه بهرامى ، ص 25 ؛ تاريخ انقلاب مشروطيت ايران ، مهدى ملكزاده ، 1 / 191 ؛ سواد و بياض ، ايرج افشار ، 2 / 426 - 428 ؛ تشيع و مشروطيت . . . ، عبد الهادى حائرى ، ص 51 . براى مبارزهء شديد شيخ فضل اللّه نورى با طالبوف و آثار او ، و متقابلا مخالفت طالبوف با شيخ و اصلاحات اسلامى وى در متمم قانون اساسى ر . ك ، نامههاى طالبوف به ميرزا فضلعلى آقا نمايندهء تبريز در مجلس اول ، مندرج در : بحران دمكراسى در مجلس اول . . . ، به كوشش غلامحسين ميرزا صالح ، صص 45 - 46 ، 48 - 49 و 51 - 53 . طالبوف در نامهء اول ربيع الاول 1325 ق به ميرزا فضلعلى آقا مىنويسد : « . . . البته از تكفير و