تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
تاريخ نگارش تذكرة الغافل ، به‌طور قاطع و مدلّل ، نويسندهء اين رسالهء مهم معلوم گردد . خوشبختانه نويسندهء تذكرة ، ردّپاى مشخصى از خود باقى گذارده كه بر پايهء آن مىتوان هويّت وى را دقيقا معلوم ساخت . او صراحتا در صفحات نخست رساله ، خواننده را براى آگاهى بيشتر از نظريات خويش ، به كتاب « سؤال و جواب عقل عاقل » ارجاع مىدهد « 1 » و كتاب « سؤال و جواب عقل و عاقل » در اصول دين ، چنان كه در فصل پيشين گذشت ، يكى از تأليفات حاجى ميرزا ابو تراب شهيدى است . افزوده بر اين ، مىتوان به شباهت زياد بخشهايى از تذكرة الغافل با محتويات و ادبيات مندرج در نامه‌ها و مكتوبات به جا مانده از حاجى ميرزا ابو تراب ( به مراجع نجف ) در عصر مشروطه اشاره كرد كه شاهد ديگرى بر انتساب اين رساله به ايشان است . به‌عنوان نمونه ، در نامهء حاجى ميرزا ابو تراب به آخوند خراسانى در اواخر سال 1324 يا اوايل 1325 ق ، مىخوانيم كه : مجملا بدانيد قضيهء اين مجلس ، به عين ، قضيهء سامرى است كه تكذيب پيغمبر نكرد ، بلكه گفت مشيرا الى العجل « 2 » : هذا إله موسى ، و مردم . . . [ بىفكر ] قبول كردند . . . « 3 » در تذكرة الغافل ( تأليف سال 1326 ق ) نيز با اشاره به جناح تندرو و سكولار آمده است : اين عدهء قليل به تدليس و تلبيس مىخواستند كه قانون و دين اسلام را تغيير بدهند ، چنان كه آن سامرى ، دين موسى ( ع ) را از ميان برد ، كه اول ترغيب كرد مردم را به خداى موسى ( ع ) ، پس از آن گفت كه اين گوساله ، خداى موسى ( ع ) است و مردم نفهم هم قبول كردند . . . « 4 » حاجى ميرزا ابو تراب خود در نامه‌اش به سيد ( مورخ 17 شوال 1326 ق ) ، با اشاره به اقدامات حاج شيخ فضل اللّه نورى و يارانش در آن ايام در تحريم مشروطيت ، از رسالهء مزبور اين‌چنين ياد مىكند : « داعى . . . رساله [ اى ] مشتمل بر ذكر عللى سبب اعراض داعى بوده از اين اساس [ - مشروطيت ] ، به لسانى خوش مبيّن الدليل و الدلالة و المدلول نوشته‌ام و ان شاء اللّه از چاپ كه برآمد به حضور مبارك ارسال خواهد شد . از ملاحظهء آن
هامش
( 1 ) . تذكرة الغافل . . . ، ص 5 : « انكار خاتميت ، به حكم قانون الهى ، كفر است و توضيح اين مطلب را در سؤال و جواب عقل عاقل به بيان واضح و برهان قاطع لايح در همين اوان نموده‌ام » . ( 2 ) . در حال اشاره به گوساله . ( 3 ) . از اين نامه ، در آينده مفصلا سخن خواهيم گفت . ( 4 ) . تذكرة الغافل . . . ، ص 16 .