سيد احمد در اين نامه ، از آثار و نتايج ضدّ اسلامى افتتاح مجلس شورا ( نظير كاهش حرمت و اعتبار علما در بين مردم ) تنقيد و شكايت مىكند و سيد جمال واعظ اصفهانى ( از ناطقان چربزبان ولى سستاعتقاد مشروطه و متهم به گرايش به ازلىگرى ) « 1 » را به علت بدگويىهايش بر فراز منبر از علما ، مورد انتقاد قرار مىدهد :
. . . از وقتى كه اين مجلس شوراى ملى برقرار گرديده تمام آثار اسلام از بين رفته و مىرود و وقع « 2 » علماء را به كلى از ميان بردهاند و خصوص كه چند نفر متلبّسين به لباس اهل علم مؤسس اين كار ، و تمام از روى قوانين فرنگستان رفتار و وضع خود را فرنگىمآب كرده ، بعضى بىدينها را روى منبر مىكنند و به كليهء علماء بدگويى مىنمايند . مثلا تعبير از علماء حقهء نجف و غيره به علماء بىعلم مىكنند و مرادشان از علم ، قوانين فرنگى است .
مثلا آن سيد جمال [ واعظ اصفهانى ] روى منبر گفته بوده است هرضررى كه به اسلام وارد شد از علماء بىعلم بود . زمان سيد مجاهد « 3 » چقدر نفوس به واسطهء بىعلمى علماء كشته شدند و چقدر اسير گرديدند و همچنين در زمان افغان و محاصرهء اصفهان
هامش
( 1 ) . كسروى دربارهء او مىنويسد : « با همهء رخت آخوندى و پيشهء واعظى ، به اسلام و بنيادگزار آن باور استوارى نمىداشته ، و اين را گاهى در نهان به اين و آن مىگفته . ازينرو نامش به بيدينى دررفته و اين ، محمد على ميرزا را به كشتن او گستاخ مىگردانيده . . . بويژه كه خود يكى از بنيادگذاران مشروطه بهشمار مىرفت و راستى آن است كه زبان او در پيشرفت جنبش بسيار كارگر افتاده بود » ( تاريخ مشروطهء ايران ، ص 596 ) . دربارهء وى ر . ك ، بحث ما در كتاب : كالبدشكافى چند شايعهء دربارهء شيخ فضل اللّه نورى .
( 2 ) . احترام .
( 3 ) . آيت اللّه العظمى آقا سيد محمد طباطبايى اصفهانى مشهور به سيد مجاهد ، مرجع تقليد بزرگ شيعه در عصر فتحعلى شاه قاجار است كه در دورهء دوم جنگهاى ايران و روس تزارى ، فتواى جهاد داد و خود نيز با جمعى كثير از فقهاى بزرگ عصر در جبهه شركت جست ، ولى مع الاسف ، علل و عوامل گوناگون همچون : رقابت و چشم و همچشمى شاهزادگان قاجار با عباسميرزا ( فرمانده كل قواى ايران در جنگ با ارتش متجاوز تزارى ) و كارشكنى بر ضدّ او ، تعلّل دولت مركزى در رساندن سريع و كامل نيرو و مهمات لازم به جبههها ، سستى برخى از سرداران ايرانى در انجام مأموريتهاى محوّله ، و سازش برخى ديگر از آنان با دشمن تزارى ، و بالاخره تبانى مخفيانهء انگليسىها و عوامل آنها در درون دستگاه قاجار با روسها ، تلاش علما و مردم را در دفع شرّ متجاوزان ناكام و خنثى گذاشت و نهايتا نيز مورخان ماسونمآب و مخالفان روحانيت ، شكست مزبور را به حساب علما و در رأس آنها سيد محمد مجاهد گذاشتند ! در اين زمينه ر . ك ، بحث ما در كتاب :
تراز سياست ؛ جلوههايى از « سياست » و « مديريت » شيخ انصارى قدّس سرّه ، چ 2 : مؤسسهء مطالعات تاريخ معاصر ايران ، تهران 1383 ، فصل « موقوفهء اود ؛ ريشه و روند تاريخى » ، ص 231 به بعد .