ظاهرا بنا دارند از علماء نجف در اين باب ، تقويت و تصديق و تصويب كار خود را بخواهند . لابد عنوان مطلب [ را ] به وجه خوشصورتى خواهند كرد و تعريف و توصيف عدالت را خواهند كرد ، كما اينكه در اينجا اگر كسى يك كلمه حرفى يا خدشه [ اى ] در جهات مجلس بكند هوهو مىكنند و بدگويى مىنمايند كه اين : دشمن عدالت است . غرض آنكه كلمة حقّ يريدون بها باطلا . « 1 »
خاطر مبارك مسبوق باشد ، از آن طرف اگر چنانچه كسى مذمّت كند يا مساعدت نكند مورد طعن خواهد بود . در اين صورت بايد يا بكلّى ساكت شد در اين مقام ، يا بايد به نحو صحيح ترتيب داد . مثلا اگر جورى بشود [ كه ] در هريك از بلاد ، جمعى از علماء متدين نافذ الحكم باشند كه [ چنانچه ] حكمى از مجلس صادر شود عرضه بر مجلس علماء حقه گردد ؛ اگر تصويب كردند و تصديق نمودند مجرى شود و الّا مجرى نشود ، بسيار خوب است . يا آنكه قواعدى كه بنا هست از روى آن حكم نوشته شود ، نوشته بر علماء اعلام يعنى علماء مقلّدين « 2 » عرضه دارند اگر صحيح دانستند قرار بدهند از روى همان عمل شود . ولى هيهات هيهات ! چون جمعى از اهل مجلس بابيّهاند و جمعى ديگر فرنگىمآب كه شايد بعض آنها ندانند نماز صبح 2 ركعت است يا چهار ركعت يا هشت ركعت ؟ !
غرض آن بود كه خاطر مبارك را مسبوق سازم كه در تكليف ، بصير بوده باشيد . اين روزها خيال دارند اعانه [ اى ] جمع نمايند كه قرض دولت داده شود و از بقيهء آن هم بانكى ساخته شود براى دولت ايران كه هروقت پول خواسته باشد نبايد از خارجه قرض كند . اين كار اگر بر وجه صحت و امانت بشود خوب است . زياده جسارت است . . .
* نامهء دوم ( ذى قعدهء 24 )
نامهء ديگر سيد احمد به پدر ، روز 18 ذى قعدهء 1324 ق نگارش يافته است ، يعنى 3 ماه پس از افتتاح مجلس شوراى صدر مشروطه ، و 4 روز پس از امضاى قانون اساسى توسط مظفر الدين شاه . « 3 »
هامش
( 1 ) . در اصل : يريدون به باطل . كلمهاى است حق كه از آن ارادهء باطل دارند .
( 2 ) . مراجع تقليد .
( 3 ) . 6 روز پس از آن تاريخ نيز مظفر الدين شاه درگذشت و سلطنت به پسرش ، محمد على شاه ، واگذار شد .