* چند نامه از سيد احمد به پدر در عصر مشروطه
* نامهء اول ( شوال 1324 ق )
سيد احمد ، در نامهء به پدر ( مورّخ حدود شوال 1324 ق ) از وقوع اغتشاش و آشوب در سراسر ايران خبر مىدهد ( كه همزمان با تغيير رژيم از استبداد به مشروطيت ، به نحوى فزاينده سر بر داشته بود ) . او در اين نامه ( كه پس از افتتاح مجلس شورا و پيش از امضاى قانون اساسى توسط مظفر الدين شاه ، و مقارن با روزهاى نخست طرح تأسيس بانك ملى نگارش يافته ) ضمن اشاره به تلاش جمعى از عناصر غربگرا براى تحميل قوانين اروپا بر كشور ، پيشبينى مىكند كه به زودى صدمات سنگينى از رهگذر اين امر متوجه اسلام خواهد شد . در ادامه به علما و مراجع بزرگ نجفاشرف هشدار مىدهد كه متوجه خطورات اوضاع بوده و فريب غربزدگان را نخورند .
از نكات مهمّ نامه ، پيشنهاد سيد احمد به پدر مبنى بر لزوم نظارت شرعى مجتهدين بر مصوّبات مجلس شوراى ملى است ؛ پيشنهادى كه چندى بعد ، به نحو كاملتر و پختهتر ، رسما از سوى شيخ فضل اللّه نورى در مجلس شورا مطرح شد و با تلاشهاى پيگير وى و همرزمانش ( البته با تغييراتى چند ) به صورت اصل دوم متمم قانون اساسى ( مشهور به اصل طراز ) تصويب گرديد .
ديگر نكتهء مهمّ نامه ، اشارهء سيد احمد به طرح تأسيس « بانك ملى » است كه به گفتهء او « اين كار اگر بر وجه صحّت و امانت بشود خوب است » . در نامهء مزبور چنين مىخوانيم :
وضع طهران ، بلكه كليّهء ايران ، زياده از حد مغشوش است . مجلس شوراى ملى دائر ، ولى عن قريب مفاسدى از آن ظاهر خواهد شد كه ديگر از دين اسلام اسمى و اثرى باقى نخواهد ماند . اسم آن عدالتخانه ، ولى واقع آن ، محلّ تأسيس ظلم و محق دين است . مثلا ابتدا كه بناى افتتاح اين مجلس بود و در نظامنامه « 1 » نوشته بودند حكمى مخالف شرع از مجلس صادر نشود و اسم آن را هم عدالتخانه و مجلس شوراى ملى گذاشتهاند ، ولى حال خيال دارند قواعد مجلس پارلمنت فرانسه را اجرا دارند و از روى آن قانون اهل فرنگ عمل نمايند ، ولى شاه هنوز اين كار را صحه نگذاشته است . « 2 »
هامش
( 1 ) . قانون اساسى .
( 2 ) . مظفر الدين شاه 14 ذى قعدهء 1324 قانون اساسى مصوّب مجلس را امضا كرد .