خودستايى نبوده ، غرض ، تشكر است از توفيقات پروردگار . . .
همواره ملتمس دعا هستم و عرض مىكنم تأكيدا كه اين امر را تعلّل نفرماييد كه جاى درنگ نيست و مطلب از دست خواهد رفت ، و السّلام .
در نامهء ديگر نيز ، كه با همان مضامين و در همان ايام به پدر نوشته ، ضمن اشاره به اظهارات و تبليغات عناصر سكولار بر ضدّ اجراى قوانين اسلامى ، از تكاپوى مخرّب بابى مسلكان و لزوم اقدام دستهجمعى مراجع نجف براى مقابله با انحرافات موجود ، سخن مىگويد :
. . . ان شاء اللّه تعالى همواره وجود مبارك در ظلّ الطاف امام عصر عجل اللّه فرجه مصون و محروس بوده باشد و ظلّ ظليل مبارك از سر قاطبهء اهل ايمان - خاصّه فدويان - مستدام و پاينده بوده باشد . اجمالا ديگر گمان ندارم كه تا يك سال ديگر از اسلام اثرى باقى بماند ، اللهمّ العن من اسّس اساس الظلم و الجور . تمام دلخوشى و اميدوارى كه داريم اين است كه اين آثار مشهوده ، مقدّمهء ظهور امام زمان ارواحنا و ارواح العالمين فداه بوده باشد .
از اول كه بناى تأسيس اين مجلس بود ، تمام حرف اين بود كه [ تأسيس اين اساس ] براى اجراى احكام شرع و ترويج قوانين اسلام است . حال كه قوّت گرفتهاند مىگويند احكام قرآن ناقص است و احكام شرع [ را ] به اقتضاى زمان تغيير بايد داده ، قوانين شرعيه براى هزار سال قبل وضع شده [ است ] ، همانطور كه در كتاب « مسالك المحسنين » تأليف ميرزا عبد الرحيم طالبوف نوشته [ شده ] است ، و اگر كسى اسمى از شرع ببرد مىگويند اين مغرض است و ضدّ مجلس است و من تعجب دارم كه چگونه يك مرتبه هامّهء مردم مرتد و دهرى شدهاند ؟ ! « 1 »
علاوه ، بابيّه على الاتصال مزخرفات مىنويسند و چاپ نموده و در كوچه و بازار مىاندازند كه : هزار و سيصد سال است مردم اسير و عبيد اين ملّاها و سيدها بودند ، بس است ، حال ديگر بيدار شده و از خواب غفلت آگاه شدهاند . ديگر به اسم شرع و
هامش
( 1 ) . تبليغات و نمايشهاى گسترده و پر سروصداى غوغاگران سكولار عصر مشروطه ( جناح تقىزاده ) در جامعهء ايران صدر مشروطيت ، آنچنان چشمها و گوشها را خيره و پر كرده بود كه امر بر شخصيتى چون فرزند صاحب عروه نيز مشتبه شده و مىپنداشت غالب مردم از دين و ايمان خويش دست شستهاند ! اما پس از مدتى كه شيخ نورى در حضرت عبد العظيم عليه السّلام بست نشسته و با انتشار لوايح بيدارگرانه ، ماهيت جناح اندك شمار ولى پرهياهوى تقىزاده را براى مردم روشن ساخت معلوم شد كه مردم به ايمان خود پايبند بوده و فقط ، خطاى در تشخيص مصداق دارند . . . - ع . منذر .