جنبش عدالتخواهى ( با شعار « عدالتخانه » ) سر برداشت و روند پرنشيبوفراز حوادث ، پس از يك سال و چند ماه به تأسيس مجلس شورا و نظام مشروطيت انجاميد .
چنان كه مىدانيم ، در جريان انقلاب مشروطيت ايران ، ديدگاهها و مواضع فعالان جنبش ، در مرحلهء « نفى نظام موجود » ، تفاوت چندانى با يكديگر نداشت ، اما در مرحلهء « تأسيس نظام مطلوب » ، به زودى اختلافنظرها و تعارض اهداف پديدار شد و ديرى نگذشت كه بر سر نحوهء تدوين قوانين اساسى ، و لزوم انطباق آنها با موازين اسلامى ، بين فعّالان جنبش اختلاف افتاد و مرحومان شيخ فضل اللّه نورى در تهران و صاحب عروه در نجف ، درفش مبارزه با جناح غربگراى مشروطه ( گروه تقىزاده ) را برافراشتند . در آن كشاكش سخت و فزاينده ، سيد احمد نيز همچون پدر بزرگوار و برادرانش ، جانب « مشروعهخواهان » را گرفت و به صف همفكران و همرزمان شيخ نورى پيوست .
در طول دوران مشروطهء اول ( 1324 - 1326 قمرى ) سيد احمد ، اوضاع پايتخت و تحرّك سياسى و تبليغاتى مشروطهخواهان و مشروعهخواهان را به دقت زير نظر داشت و در نامههاى خود به پدر ، ضمن گزارش اوضاع و اقدامات جناح شيخ فضل اللّه ، صاحب عروه را به مقابله با غربگرايان ، و تلاش براى حفظ اسلاميت قوانين ، تشويق مىكرد .
زمانى كه نورى همراه جمع چشمگيرى از مجتهدين و فضلاى پايتخت به تحصن در حضرت عبد العظيم عليه السّلام ، و افشاى مقاصد سوء جناح سكولار پرداخت ، سيد احمد هم به جمع آنان پيوست .
شيخ در لوايح ايام تحصن ، متن دو نامه از سوى شيخ عبد الحسين يزدى ( از اطرافيان صاحب عروه ) و نيز آقا سيد على يزدى ( فرزند صاحب عروه ) را درج و منتشر ساخت كه به ترتيب : در 1 جمادى الثانى و 2 رجب 1325 به سيد احمد ارسال شده و توسط وى در اختيار متحصنين قرار گرفته بود . نامههاى مزبور ، ضمن تنقيد از مشروطهء سكولار ، مسائلى چون درگيرى صاحب عروه در نجف با هواداران افراطى مشروطه ، تصميم آنها به ترور سيد و واكنش تند مردم در برابر آنها ، و بالاخره پايدارى شگرف سيد بر عقيدهء دينى و سياسى خويش ، را شرح مىداد . تلگراف صاحب عروه در جمادى الاول 1325 به آخوند ملّا محمد آملى و نامهء همو در جمادى الثانى همان سال به مير سيد حسين قمى ( - هردو ، از علماى برجستهء تهران و همرزمان شيخ نورى ) اسناد
فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 518
مساهمون: على ابو الحسنى ( منذر )
ص٥١٨