جمله در دوران مشروطه ) همينطور باقى ماند . مرحوم آخوند تصريح مىكرد كه « اختلاف من با آقاى طباطبايى در وجوب و حرمت مشروطه ، مثل اختلافنظر دو فقيه در طهارت و نجاست غساله است . همانطور كه اختلاف فقها در اين مسائل ، موجب اختلافشان در ساير مسايل نمىتواند باشد ، در قضيهء مشروطه هم هيچ نوع اختلافى جز در فتوا بين من و ايشان وجود ندارد و راضى نيستم كه هيچيك از اصحابم نسبت به ايشان و يا وابستگانشان كوچكترين هتك حرمتى بكنند » . « 1 »
به رغم احترام آخوند به سيد ، پارهاى از اطرافيان ايشان و نيز عناصر تندرو مشروطه ، به شكلهاى گوناگون ( و چه بسا به بهانهء هوادارى از آخوند ) از توهين و آزار سيد بازنمىايستادند ، كه مسلما مورد تأييد شخص آخوند نبود .
مرحوم آيت اللّه حاج ميرزا محمد حسين مسجدجامعى ( از شاگردان برجستهء آيات عظام بروجردى و محمد على اراكى ) روز دوشنبه 28 صفر 1417 قمرى برابر 25 تير 1375 شمسى در روضهء ساليانهء خود در قم ، در حضور جمعى از فضلاى حوزهء علميه ، به مناسبت كشمكشهاى صدر مشروطه چند داستان را نقل كردند كه يكى از آنها داستان زير بود :
دورانى كه از محضر استاد بزرگوارم ، مرحوم آيت اللّه العظمى حاج شيخ محمد على عراقى ( اراكى ) ، استفاده مىكردم نوعا پس از خاتمهء درس براى حلوفصل مشكلات علمى ، ايشان را تا حدود منزلشان بدرقه مىنمودم .
يك روز كه با ايشان همراه بودم ، رشتهء سخن به بحث دربارهء قضاياى مشروطه و موضعگيرىهاى مرحوم آخوند خراسانى كشيد و اين سؤال مطرح شد كه در كشاكشها و جريانات آن روزگار ، چرا و چگونه مرحوم آخوند از مشروطه جانبدارى كردند و راهى غير از راه امثال مرحومان صاحب عروه و حاج شيخ فضل اللّه نورى برگزيدند ؟
آيت اللّه اراكى ، در پاسخ ، از قول استادشان مرحوم حاج شيخ عبد الكريم حائرى يزدى ( مؤسس بزرگوار حوزهء قم ) داستان زير را نقل كردند . حاج شيخ عبد الكريم مىفرمود :
شبى در محضر آقاى آخوند خراسانى در نجف بودم . ديدم آخوند نشسته است و فرد معمّم موجّهى نيز كه همسنّوسال خود من بود و آخوند به وى احترام مىگذاشت و
هامش
( 1 ) . جناب عبد الرضا كفايى افزودند كه اين مطلب را از چند طريق معتبر شنيدهاند : از مرحوم شيخ محمد رشتى ( و او از پدرش ) ، از مرحوم سيد عبد اللّه شيرازى ( و او از آقا ضياء عراقى ) ، و از مرحوم سيد مرتضى فيروز آبادى ( و او از پدرش سيد محمد فيروزآبادى ) و . . .