سيد و شيخ فضل اللّه نورى در عصر مشروطه اتحاد بر مبناى دغدغه و درد مشترك * همسويى سيد و شيخ در ستيز با مشروطهء سكولار
پيش از تأسيس مشروطيت ، تاريخ ، ارتباط و تعامل چندانى را بين صاحب عروه و حاج شيخ فضل اللّه نورى در مسائل سياسى و اجتماعى نشان نمىدهد و درواقع ، روابط و همكارىهاى شيخ ، بيشتر با شخص آخوند خراسانى است و حتى شيخ نورى ، در امر مرجعيت ، نظر به آخوند دارد . اما از اواسط مشروطهء اول به بعد ، كه بين شيخ و آخوند بر سر موضعگيرى نسبت به عناصر سكولار مشروطه ، اختلافاتى بروز كرد و شكاف ناشى از اين امر ، به مرور توسعه يافت ، و متقابلا صاحب عروه ( همچون شيخ ) در خط ضدّيت فزاينده با عناصر ياد شده افتاد ، درد و دغدغهء مشترك دينى و وطنى ، شيخ و صاحب عروه را كاملا بههم نزديك ساخت و ديرى نگذشت كه آن دو و همفكرانشان عملا در پيكار با مشروطهء سكولار ، جبههاى واحد را تشكيل دادند .
مورخان به همگامى و همراهى شيخ و سيد در تقابل با مشروطه ( سكولار ) تصريح دارند . محمد على تهرانى ( كاتوزيان ) ، از فعالان عصر مشروطه و مخالفان سياسى شيخ و سيد ، در تاريخ خويش كرارا اين نكته را مطرح مىسازد كه صاحب عروه نسبت به مشروطيت ، در اوايل امر ، بىطرف بود و با ورود شيخ فضل اللّه نورى به پهنهء مخالفت با مشروطهخواهان ، او نيز به مخالفت با مشروطه و مشروطهخواهان پرداخت و در اين راه تا پايان ، استوار ماند . « 1 » كسروى نيز مىنويسد : « در نجف سيد كاظم يزدى كه يكى از مجتهدان بنام و خود از ردهء آخوند خراسانى و حاجى شيخ مازندرانى مىبود و دستهء بزرگى از ايرانيان به او " تقليد " مىداشتند ، راه حاجى شيخ فضل اللّه را پيش گرفته با مشروطه دشمنى نشان مىداد » . « 2 »
هامش
( 1 ) . ر . ك ، مشاهدات و تحليل اجتماعى . . . ، ص 443 و 596 و 598 .
( 2 ) . تاريخ مشروطهء ايران ، ص 294 .