گفتهء مرحوم حاج سيد عبد العزيز طباطبايى :
كلمهء « آقا » به نحو مطلق و بىپسوند ، در كلام آخوند خراسانى ، منصرف به مرحوم صاحب عروه بود . وقتى كه آخوند مىگفت : « آقا » چنين مىگويد يا من و « آقا » اينگونه هستيم ، و امثال اين تعبيرات ، مقصودشان آقا سيد محمد كاظم بود .
در تأييد آنچه گفتيم ، داستانهاى بسيارى وجود دارد كه ذيلا به برخى از آنها اشاره مىكنيم :
1 . آقاى عبد الحسين كفايى ( از احفاد آخوند خراسانى ) مىنويسد : « آيت اللّه سيد هبة الدين شهرستانى رحمة اللّه عليه برايم در مشهد نقل فرمودند : روزى در بيرونى مرحوم آخوند در نجف در خدمت ايشان نشسته بوديم و اين در ايامى بود كه نهضت مشروطيت در ايران شروع شده بود و ما بين علما افتراق افتاده بود . آن روز سيدى به منزل آخوند آمد و به ايشان عرض كرد من مقلّد سيد كاظم يزدى هستم و مىخواهم با فلانكس ، فلان معامله را بكنم و من مهر و امضا و اجازهء سيد كاظم را براى خريدار بردهام ولى چون خريدار مقلّد شما است قبول نكرده و به من مىگويد برو و اجازهء آقاى آخوند را بياور . استاد ما آخوند حرف او را قطع كرد و فرمود : برو از قول من به او بگو آخوند گفت اگر تو واقعا مقلد من هستى بايد مهر و امضاى آقاى سيد كاظم يزدى را روى سرت بگذارى و فورى اطاعت بكنى » . « 1 »
2 . حجة الاسلام و المسلمين حاج ميرزا عبد الرضا كفايى ( استاد محترم حوزهء علميهء قم ، و نوادهء مرحوم آخوند خراسانى ) در گفتگو با حقير ( مورخ شهريور 79 ) ، پيرامون روابط و مناسبات مرحوم آخوند با صاحب عروه اظهار داشتند : به رغم تفاوتى كه ميان ديدگاه آخوند و مرحوم سيد در مسئلهء مشروطه بوده ، برخورد ايشان نسبت به آقا سيد محمد كاظم طباطبايى يزدى و وابستگان ايشان ، هميشه همراه با تكريم و رعايت حريم مرحوم سيد بوده است .
دراينباره وقايع زيادى هم نقل مىكنند . از جمله ، من خود از مرحوم پدرم ( آيت اللّه ميرزا احمد كفايى ) شنيدم كه مىفرمود : هرگاه آخوند و سيد در راه همديگر را مىديدند به گرمى تمام باهم احوالپرسى مىكردند . آنها به منزل يكديگر رفتوآمد داشته و در مناسبتهايى كه پيش مىآمد از هم تفقد مىكردند . روابط آن دو تا آخر ( از
هامش
( 1 ) . مرگى در نور . . . ، صص 95 - 96 . نيز ر . ك ، ص 396 .