تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨

* نامه‌اى بىامضا و سخت تكان‌دهنده

هو عريضه به حضور مبارك حضرت مستطاب فريد الفقهاء العظام ، علم الاعلام ، نايب الامام ، مقتدى الانام ، مرجع الخواصّ و العوام ، آقاى حجة الاسلام طباطبائى دام ظلّه على رؤوس الانام ، مشرّف شود ، 6 ربيع الثانى 1327 . * * * تصدّق وجود مباركت شوم . وضع استرآباد دو سه سال است كمال اغتشاش [ را دارد ] ، به جهت امر مشروطه ، نه عصمت باقى و نه ثروت و نه شرف و نه امنيت . به واسطهء اشتباه‌كارى بر حجج اسلام « 1 » و انتشار بعضى نوشتجات جعلى از ناحيهء آن بزرگواران ، به چه طورى هرج‌ومرج [ - ] و عموم اهالى از بلاد [ و ] بلوك ، لا ينقطع از بىاعتدالى و طغيان اهل مشروطه در تذلّل ، چه قتلها و چه حرقها « 2 » و چه سرقتها و چه اعمال نامشروعه از اشخاص مشروطه [ خواه ] سر زده كه همواره سكّان سماوات در تزلزل . هركه به‌عنوان مشروطه ، هرچه كند فعال ما يشاء ، و هركه محض حفظ ناموس و دين و آيين خود ساكت و منزوى [ باشد ] او را به اسم استبداد ، به انواع و اقسام اذيتها ، لفظا و فعلا ، مالا و جانا ، درصدد افناء و اعدام [ او برمىآيند ] . چه دسيسه و چه وسيله [ اى ] ناصحيح براى اشخاص موذى و مفسد و محارب به چنگ آمده و به‌طورى رؤساى اهل حلّ و عقد انجمنها در هرولايت ، خاصه در اين ولايت كه دار مؤمنين و تشيع است ، به عوام الناس اغواء و تحريك مىنمايند كه عوام الناس و اشرار ولايت ، متقاعدين [ از حمايت مشروطه ] را كافر و مرتد [ مىشمارند ] . به حقّ حق و نبىّ مطلق قسم است كه زنهاى متهمين به استبداد را مىگويند بدون فوت و طلاق بر شوهر حرام [ و ] بر مشروطه‌خواهان مباح . اگر دروغ عرض كنم خدا مرا با خلفاى ثلاثه محشور و از شفاعت حضرت ختمى مرتبت ص ع محروم فرمايد . چنانچه مدح حضرت امير را نوشتن و گفتن ، بشر را قدرت نيست ؛ حركات اين حضرات را از اقوال و افعال مخالف با دين و مذهب ، قوّهء بشر نيست . نوشتجات جعلى و سخنان مهيّج و حرفهاى اكاذيب و اباطيل كه باعث تشجيع و تقويت اشرار و مفسدين ، و توهين و تذليل مسلمين ، و اضلال و اغوا به‌طورى كه السن و افواه عاجز است چه رسد به تحرير . يكى از هزار يك عرض مىدارد كه :
هامش
( 1 ) . مقصود ، سه مرجع مشروطه‌خواه نجف : مرحومان آخوند خراسانى ، ميرزا حسين تهرانى و شيخ عبد اللّه مازندرانى است . ( 2 ) . آتشها و آتش‌افروزيها .
فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 428 | على ابو الحسنى ( منذر )