تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
خونهاى ناحق و خرق عصمت « 1 » و ساير فسق و فجور از آن ناشى شده است [ و چون ] بانى آنها را از علماء و سادات [ مشروطه‌خواه ] مىدانند ، لهذا در هرمجلسى و در هرجا ، علما و سادات را مىبينند كانّه قاتل پدر و برادر خود را مىبينند . خدا مىداند چقدر ظلمها و فسقها از آن ناشى شده است ؛ از حدّ و حصر بيرون است . بل كليتا « 2 » طايفهء اسلام از اعتقاد خود بيرون شده‌اند و بابيه مذهب ، تماما مذهب خود را آشكار نموده‌اند . اگر بابى هم نباشد مىگويد من بابى هستم . از تنگى دل عرض شد ، عفو بفرماييد . . . » .

* انتقاد از رواج بىدينى در كشور در مشروطهء دوم

نامه‌هاى پرسوزوگداز فوق ، مربوط به فترت بين مشروطهء اول و دوم ، يعنى دوران يكسالهء موسوم به استبداد صغير ( جمادى الاول 1326 - جمادى الثانى 1327 ق ) است . چندى بعد ، تهران توسط اردوى مشروطه ، فتح گرديد و با خلع محمد على شاه از سلطنت و اعدام فجيع شيخ فضل اللّه نورى در پايتخت ، راه براى سلطهء عناصر تندرو و سكولار - و بهتر بگوييم : حاكميت لژ ماسونى « بيدارى ايران » - بر كشور ، گشوده شد . اين امر ، گذشته از تجديد استبدادى به مراتب سخت‌تر از استبداد دوران پيش از مشروطه در ايران ، به رواج منكرات شرعى و ظهور بىدينى و فساد در كشورمان انجاميد كه در نامه‌هاى واصله به سيد در اين دوران منعكس است . به‌عنوان نمونه مىتوان از نامهء فردى به نام حاجى على زيارتى ( با مهر امضاى « على بن محمد على » ) به سيد در 15 ربيع الثانى 1329 ق ياد كرد كه ضمن تنقيد شديد از اوضاع و احوال جارى كشور و رواج مفاسد و انحرافات ، خواستار اقدام دسته‌جمعى علماى بزرگ عتبات به رفع مشكلات ياد شده شده است : . . . فداى وجود مباركت شوم . اولا عمدهء مقصود از درگاه حضرت معبود ، بر سلامتى و صحت‌مندى وجود ذىجود حضرت عالى است . در ثانى ، اگر از راه مرحمت و بنده نوازى جوياى حالات حقير بوده باشيد ، لله الحمد سلامتى حاصل و به دعاگويى آن وجود مبارك مشغولم . اميد است از درگاه حضرت ربّ العزة سايهء بلند پايهء حضرت عالى را از سر ماها كم‌وكوتاه نفرمايد و روزبه‌روز بر عزّت و طول عمر حضرت عالى بيفزايد . آمين يا ربّ العالمين . . .
هامش
( 1 ) . دريده شدن ( پردهء ) عفت . ( 2 ) . در اصل : كليه .