كار به جايى رسيد كه جمعى از نصارا را احضار به استرآباد نمودند به اسم مجاهدين ، چهار قسم لباس براى آنها تهيه ديدند : يكى لباس اهل علم ، يكى لباس درويشى ، يكى لباس تاجرى ، و يكى لباس ارمنى . بهطورى در ورود اينها توقير و تجليل كردند كه اگر شهيد و علامه و علم الهدى « 1 » بلكه معصوم ورود مىكرد اينطور احترام نمىكردند ! و چون امر به اين معظمى اظهر من الشمس است يقينا اهل علم استرآبادى كما ينبغى مستحضر « 2 » و [ به محضر شما ] عارض شد [ ها ] ند . پس از ورود در ديوانخانه ، همه قسم تفرعن و تنمّر و تجبّر به خرج دادند كه به حقّ ابو الفضل العباس روحى فداه طوايف تركمان آخر الامر در دو فرسخى استرآباد اردو زده ، بالاخره در ظرف دو سه روز قريب پانزده قريه را مع ما فيها « 3 » آتش زدند .
جمعى از نفوس مقتول ثمّ محروق ، و جمله اسير و مثله . بقية السيف از مجروح و گريخته ، در شهر متحصن . قريب دو هزار نفر مرد و زن و طفل ، قادر بر قوت لا يموت نيستند . ثمّ اهالى شهر محصور ؛ بالاخره در سفارت روس ، ذكورا و اناثا ، از تمام طبقات از عليا و سفلا ، متظلّم و اعلى حضرت پادشاه [ - محمد عليشاه ] را خواهان و از جرائم كبيرهء عظيمهء خود استعفاى عفو عمومى و تعيين حكومت و رفع شرارت تركمان را خواستهاند . تاكنون از دولت هرچه تلگراف در حركت ايلخانى به شهر و رفع شرارت تراكمه و هم تلگراف عتابآميز به تركمان مىشود ، هم تركمان از ولايتى قرضها دارد كه سنهء ماضيه « 4 » عموم قضات و علماى آنها تفضيح و رسوا كردند كه قلم عاجز است ، و هم جناب ايلخانى از ولايتى وحشت درآمدن و اصلاح اين عمل دارد .
بهطورى درمورد ايلخانى ، استرآبادىها همت كردند كه رعاياى او را بر او شورانيدند به نحوى كه مدتى محصور ، بالاخره دختر او را ، به حقّ حجت عصرع ، مدتى نگاه داشتند - البته استرآبادىها عرض مىكنند - قناعت نكردند ، نصارا را به البسهء مبدّل فرستادند كه به آلت ناريّه « 5 » او را بكشند ، خدا نخواست ، كه اقدام اين نصارا مقارن تحصن در سفارت شد . آنها بعضى گريختند ، فعلا پانزده نفر از نصارا را قنسولگرى روس دستگير ، در استرآباد محبوس ، چهار نفر آنها را در دريا كشتى جنگى روس دستگير ، يك نفر را جناب مستطاب حاجى ملّا محمد حسين كرد محله دستگير ، چند نفر ديگر كه به جهت قتل جناب ايلخانى رفته بودند دستگير شدند ، حسب الامر
هامش
( 1 ) . اشاره است به سه فقيه بزرگ و مشهور شيعى : شهيد اول ، علامهء حلّى و سيد مرتضى .
( 2 ) . آنگونه كه شايسته است ، آگاهند .
( 3 ) . با آنچه كه در آن است .
( 4 ) . سال گذشته .
( 5 ) . اسلحهء گرم .