اهميت سوق الجيشى زيادى برخوردار بود و تاختوتاز تركمانها در آن ، بهانهاى موجّه به دست قشون تزارى براى ورود به خاك ايران مىداد . نامهء فرمانفرما ، حاكم تبريز در مشروطهء اول ( مورخ 4 شوال 1325 ق ) خطاب به مستشار الدوله ، وكيل تبريز در مجلس شوراى صدر مشروطه ، شاهدى بر عرض ما است . فرمانفرما در اين نامه ، با اشاره به مأموريت سپهدار تنكابنى براى ايجاد نظم و امنيت در استرآباد ، به مستشار الدوله مىنويسد : شما سوابق دشمنى سپهدار تنكابنى « با بنده » را مىدانيد « كه در هيچ محفل و مجمعى نيست كه از بنده سعايت نكند . . . اين شخص و اسلافش سيصد سال است در تنكابن استبداد ورزيده و چه بسيار محظورات براى اهالى آن سامان از هرحيث فراهم نموده ، ولى در مقدمهء استرآباد بايد رعايت حال او را كرد كه بتوان از تنكابن يك فوج صحيح براى مأموريت استرآباد حاضر نمايد و اين همراهى نفعش بيشتر است ، زيرا كه استرآباد را تركمان ميدان تاختوتاز خود كند و به اين واسطه براى همسايه مستمسكى به دست بيايد و از ميان ببرد . خيلى اسباب شكست و وهن است » . « 1 »
نگرانى كسانى چون حاج شيخ فضل اللّه نورى و صاحب عروه از تندروى مشروطهخواهان سكولار و آشوبگر در كشورمان نيز ، عمدتا در همين بود كه مبادا غوغاگريهاى روزافزون مشروطهخواهان تندرو ، زمينهء مساعدى به دست قدرتهاى سلطهجوى و گوش بزنگ خارجى بدهد ( كه داد ) تا به بهانهء حفظ امنيت و منافع اتباع داخلى خويش ( ولى درواقع ، به منظور اجراى موادّ قرارداد ننگين 1907 تجزيهء ايران به مناطق نفوذ روس و انگليس ) ايران اسلامى را اشغال كنند و استقلال و تماميت ارضى آن را نابود سازند و نتيجتا در فرجام ، نه تنها سلطهء جائرانهء « استبداد داخلى » تعديل نشود ، كه كشور لگدكوب « بيگانه » نيز گردد ( چنان كه سير تاريخ مشروطيت ، به استقرار ديكتاتورى وابستهء رضا خانى انجاميد ) .
اين معنا - يعنى خطر منجر شدن اغتشاشهاى داخلى به تجاوز اجنبى - مورد قبول و تصريح مراجع مشروطهخواه نجف نيز قرار داشت ، چنان كه در تلگراف مرحومان حاج ميرزا حسين تهرانى ، آخوند خراسانى و شيخ عبد اللّه مازندرانى به مجلس شوراى صدر مشروطه ( مورخ 12 ذى قعدهء 1325 قمرى ) مىخوانيم : « . . . اغتشاشات داخله . . . ، اعظم
هامش
( 1 ) . خاطرات و اسناد مستشار الدوله ، مجموعهء دوم : اسناد مشروطيت ، صص 206 - 207 .