2 . در ماجراى زير ، مرحوم فاضل قائينى « 1 » حاضر و ناظر داستان بوده است .
مرحوم قائينى مىگفت : مرحوم آقاى شريعت اصفهانى در منزل خويش در نجف ، صبحهاى پنجشنبه يا جمعه ، روضهء هفتگى داشت . منزل ايشان ، حيات مختصرى داشت و چاه آبى و اتاقهايى و ايوانى . متعيّنين و محترمين نجف ، همگى در روضهء ايشان شركت مىكردند . من آنوقتها نوجوان بودم . يك روز كه مرحوم آخوند خراسانى و ديگران در آن روضه حاضر بوده و در ايوان نشسته بودند - و من نيز حضور داشته و در حيات نشسته بودم - مرحوم سيد وارد شد و در حيات نشست . « 2 »
در خلال مجلس ، صحبت مسائل روز و اوضاع وقت كشور مطرح شد و طبق معمول ، جمعى از حضار ، از مشروطه و محسّنات مشروطه ( بهعنوان حلكنندهء مشكلات ) سخن گفتند . . . ناگهان مرحوم سيد تند شد و دستهايش را روى زمين گذاشت و با صداى بلند فرمود :
- آخوندها ، اينها مىخواهند عمامه از سر شما بردارند . اينها مىخواهند چادر از سر زنهاى شما بردارند و . . .
مرحوم قائينى مىگفت : بدينگونه ، تمام قضايايى را كه بعدها واقع شد و ما مشاهده كرديم ، عينا يكىيكى را پيشبينى كرد !
3 . حاج سيد عبد العزيز طباطبايى افزودند : اين نكته را نيز از پدرم ، مرحوم آقا سيد جواد « 3 » ، مكرر شنيدم كه مىگفت : آقابزرگ ( يعنى مرحوم صاحب عروه ) مكرر مىفرمودند كه :
دلم مىخواهد سى سال ديگر زنده بشوم وضع ايران را ببينم ، نقشه مال سى سال بعد است !
آقاى حاج سيد عبد العزيز توضيح دادند : مشروطه در سال 1324 ق تأسيس شد ،
هامش
( 1 ) . آيت اللّه شيخ محمد فاضل قائينى ، از شاگردان مشهور آخوند خراسانى است كه در 1303 ق متولد شده و در آغاز مشروطه ، وارد بيست و يكمين بهار زندگى خود شده بود .
( 2 ) . حاج آقاعزيز توضيح دادند : احتمال مىدهم سيد از آنجهت ، نشستن در حيات را برگزيده است ، كه آن زمانها وسايل تهويهء امروزى وجود نداشته و اتاقها و ايوان گرم بوده ، ولى در حيات باد مىآمده و طبعا هوا خنكتر بوده است .
( 3 ) . آقا سيد جواد متولد 1306 ق و اولين نوهء مرحوم سيد صاحب عروه بود و حدود 30 سال جدش را ديده بود - توضيحات حاج سيد عبد العزيز طباطبايى .