با آن جماعت نهاده است .
در گزارش ياد شده ، روند برخورد سيد با جماعت مزبور ، اينچنين تشريح شده است :
عرض مىشود : از حضرت اقدس آفريدگار جلّ جلاله در اين اعتاب مقدسه ، مزيد تأييدات حضرت مستطاب عالى [ را ] مسئلت مىنمايم كه همواره مؤيّد و منصور باشيد . مسبوق شدم كه جناب شما اظهار ميل فرموده بوديد كه از خصوصيات وقايع « 1 » نجف مستحضر باشيد . از شدت اخلاصمندى مناسب دانسته كه بعض خصوصيات آن را معروض دارم .
البته ، به واسطهء شيوع مكاتيب دائره و اشاعهء جرائد ، هركس اين مطلب [ را ] موافق غرض شخصى خود به تقريرات مختلفهء متباينه به اطراف نوشته و به اين جهت « 2 » وثوق و اطمينانى به مراسلات و نوشتجات باقى نمانده و در اين ضمن ، دور نيست از خطوط بعض اشخاص بىغرض هم آنچه واقع شده شنيده باشيد . لذا اخلاصمند محض بصيرت و اطلاع حضرت عالى آنچه مطابق حق و واقع است اظهار مىنمايم .
اجمالا بعضى از خلق بيكار عراق كه به بعض جهات و شدت احتياط و مداقهء حضرت آيت « 3 » اللّه العالمين آقاى آقا سيد محمد كاظم مدّ ظله العالى از مساعدت ايشان در مقاصد شخصيهء آنها مأيوس شدهاند بناى عداوت نهاده ؛ سالها بود موقعى براى اظهار آن نمىديدند و حرف خود را منشأ اثرى نمىديدند ، ساكت بودند ، ولى اين اوقات در اين انقلابات و تأسيسات ايران چون حضرت ايشان مداخله در اين امور را خارج از وظيفهء خودشان دانسته و فقط همّ هميم حضرتشان را اقتصار به قيام [ به ] وظائف شرعيه و مراسم دينيه مىدانند در اين مواد تأسيس مشروطيت ، سكوت را اولى و احرى « 4 » و خود را از تصديق و تكذيب و نفى و اثبات آن معاف مىدانستند و به هيچوجه يك كلمه در اين امر كتبا و لسانا فرمايشى نفرموده .
بلى ، در اوايل امر تلگرافى از علماء تبريز به عموم علماء و حجج اسلاميهء نجف رسيد ، در مقام جواب آن ، به اصرار جمعى ، چند كلمه ، تصويب آن فرمودند ، مقيّد به موافقت آن با شريعت مقدسه . حضرات معترضين ، سكوت حضرت ايشان را غنيمت شمرده ، براى اظهار عناد و القاء شبهه و فساد در اذهان عباد ، به اطراف بلاد حضرت ايشان را
هامش
( 1 ) . در اصل : وقائع .
( 2 ) . در اصل : جهة .
( 3 ) . در اصل ، همهجا : آية .
( 4 ) . بهتر و سزاوارتر .