صورتى به اين مضمون نشر دادند و درواقع باز هم كار خوبى نشده است اگر واقعيت داشته باشد ، هرچند گمان ندارم صدق باشد [ و ] بايد جعلى باشد ، چون غير از سواد ، كسى نديده است . بارى ، از اين نحو مكاتيب كه نشر مىدهند ، اذهان عوام بيچاره خيلى پريشان مىشود . خدا حفظ كند عقايد آنها را ، چون حالت آقا سيد عبد اللّه هم بر احدى از ارباب بصيرت مخفى و مجهول نيست و نوشتن كاغذ به او خالى از ركاكت نبوده ، مع ذلك « 1 » الخير فى ماوقع . زياده ، جسارت نكنم .
4 - 3 . پاسخ سيد به سؤالات و ابهامها
از پاسخ سيد به نامههاى مكرر فرزندان خويش ( سيد على و سيد احمد ) خبرى نداريم ، ولى خوشبختانه پيشنويس جواب ايشان به نامهء حاج سيد على يزدى ( پدر سيد ضياء ) مورخ حدود صفر 1323 كه قبلا از آن ياد كرديم موجود است . از مقام و موقعيت اجتماعى - سياسى حاج سيد على يزدى طباطبايى ، پيش از اين در بخش چهارم ، فصل « او دربند رياست نبود ! » به تفصيل سخن گفتيم و آورديم كه او از جملهء علماى متنفذ پايتخت بود كه با دربار تهران روابط گسترده داشت و درعينحال از دوستان ديرين صاحب عروه نيز بود .
صاحب عروه در پاسخ به نامهء سيد على يزدى ، توفيق وى در تداوم خدمات دينى را خواستار شده و ضمن تصديق ارسال تلگراف در حمايت از عين الدوله ، خاطرنشان مىسازد :
در خصوص قصهء تلغراف سؤال فرموده بوديد ، چنان اظهار و وانمود شد كه دولت همسايه « 2 » ، محض دستاندازى و استقلال خود در مملكت ايران ، جمعى از داخله را تحريك نموده كه ما بين دولت و رعيت ، القاء فتنه نمايند و چنان اين معنى را به اظهار مكاتيب ، مسجّل نمودند كه اطمينان به صدق آن حاصل ، و تكليف شرعى اقتضاء نمود كه محض حفظ ثغور اسلام و مسلمين از اجانب ، چند كلمه به علماء طهران نوشته شود و بعد از اقدام حضرات آقايان ، به اصرار و ابرام و كثرت تردّد ، مقهور شدم و مهر نمودم .
اكنون عباراتى اسناد داده مىشود كه اطلاعى از آن ندارم و بعض مطالب نقل مىشود [ كه ] محتمل بلكه مظنون است كه بعض مضامين آن مجعول باشد ، و العلم عند اللّه . و على كلّ حال اگر به بعضى تلبيسات خلق منكوس ، خطايى رفته « 3 » باشد ، به هيچوجه
هامش
( 1 ) . در اصل : مع ذالك .
( 2 ) . مقصود ، انگليس است .
( 3 ) . در اصل : رو .