تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
مجاور نظير تونس و . . . نيز توسعه دادند . تازه ، اين برخورد فرانسويها بود كه پرچمدار تمدن و ترقى و آزادى ! محسوب مىشدند ! ديگر ، تكليف روس تزارى و بريتانيا كه اين دومى آفتاب در قلمروش غروب نكرده و دريادارى بىرقيبش خليج‌فارس و درياى عمان و هند را قرق كرده بود ، معلوم بود ! ) . بنابراين بايد همه‌چيز در سر سفرهء « سياست » و با افزار « ديپلماسى » حل‌ّوفصل مىشد و احيانا رجال ايران ، از « ضررهاى كوچكتر » اغماض مىكردند تا كشورشان از « خطرات بزرگ » در امان بماند - نكته‌اى كه شرح آن فرصتى ديگر مىطلبد . . . در چنين شرايط سخت و حساسى ، از نظر صاحب عروه : « تضعيف بىرويّهء » حكومت مركزى ايران ، جز به نفع استعمارگران نبود بلكه از جانب آنها تحريك و هدايت مىشد « 1 » و صلاح اسلام و ايران اقتضا مىكرد از هرگونه عملى كه بين دولت و ملت شكاف مىافكند ( يا شكاف آن دو را عميقتر مىكرد ) و دولت را از آنچه كه هست ضعيفتر مىساخت و به سمت خشونت و سركوب ملت ( و احيانا در غلطيدن كامل به دامن بيگانگان ) مىراند و نهايتا بهانه به دست دشمنان مترصد و بهانه‌جوى ايران مىداد كه برنامهء اشغال ايران را جلو بيندازند ، پرهيز شود و اقدامات ضرورى اصلاحى نيز ، حتى الامكان از طرق « مسالمت‌آميز » و با پرهيز از برخوردهاى تند و خصومت‌آميز ، و ايجاد درگيرى و اغتشاش ، ساماندهى و پيگيرى گردد . . . بر آنچه گفتيم ، توجه به چند نكته را نيز بايد افزود : 1 . شناخت سيد از ماهيت سلاطين وقت قاجار و عثمانى ، چندان منفى نبود . او ضعفها ، كاستيها و كژيهاى مظفر الدين شاه و سلطان عبد الحميد عثمانى را قبول داشت ، اما آنان را عناصرى وابسته ، وطن‌فروش و ضد اسلام نمىانگاشت ، لذا به آنها سفارش مىكرد كه باهم متحد شده و به كمك يكديگر ، هجوم استعمار به ممالك اسلامى را دفع كنند . 2 . از ديدگاه سيد ، حكومت عين الدوله ، به نوعى ، دستاورد جنبش اصلاحى علما و
هامش
( 1 ) . سيد در ديدار و گفتگو با اعظام الوزاره ( كه در خلال جنگ جهانى اول رخ داد ) ضمن انتقاد از مشروطه خواهان اظهار داشت : « چرا اينها دست از سر يك مشت ايرانى بيچاره برنمىدارند ؟ يك روز به نام مستبد و مشروطه ، يك روز طرفيّت با شاه خودشان . . . . تمام اينها با دست كفار و دشمنان دين اسلام تحريك و قيام مىشود و مردم بيچاره [ و ] رعيت اطلاعى ندارند . . . » ( خاطرات من . . . ، 1 / 468 - 469 ) .
فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 327 | على ابو الحسنى ( منذر )