تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
تمام اجزاء او در تمام بلاد مسلمين نموده ، تكليف عموم همين است . هركس به هر لباس حمايت از او نمايد فاسق است و حالش حال او است . محمد كاظم خراسانى ، محمد كاظم طباطبائى ، نجل المرحوم الحاج ميرزا خليل . « 1 » سيد احمد ، كه در اصالت تلگراف فوق ترديد داشت ، در نامهء خود به پدر ( مورخ 27 ربيع الثانى ) با اشاره به تلگراف مزبور نوشت : « صورت ظهر ورقه را چندى است در طهران نشر داده‌اند ، باز هم موجب وهن شده كه ركاكت اين ، از دو سه جهت كمتر از تلگراف اول است . يكى آنكه ، به واسطهء تكذيب تلگراف اول ، اين هم حمل بر كذب شد و يكى آنكه ، مضامين اين ، باز از مصالح نوع است . « 2 » بارى ، صورت آن را فرستادم ملاحظه فرماييد » . در نامهء ديگر نيز مربوط به همان ايام ( حدود 22 ربيع الثانى ) مىنويسد : باز در هفتهء قبل صورتى نشر دادند كه كتبا رسيده است به خط و مهر حضرت عالى و آقاى آخوند و آقاى حاجى ، به اين مضمون ، خطاب به اين نحو به جناب مستطاب شريعتمدار آقاى آقا سيد عبد اللّه مجتهد بهبهانى كه از اخبار متواتره بر ما معلوم شده كه مسيو نوز فرنگى رئيس گمركات ، تعدّى فاحش نموده و در ظلم طغيان كرده ، بر تمام مسلمانان لازم است كه در قلع‌وقمع و طرد او مسامحه ننمايند ، و چون امروزه حامى حوزهء اسلام در طهران شخص شما هستيد البته سعى و كوشش خود را فروگذار نخواهيد كرد و هركس با شما مخالفت نمايند حكم او حكم مسيو نوز خواهد بود ، و چون امر تلگرافخانه غيرمضبوط بود كتبا با پست عرض شد .
هامش
( 1 ) . نسخه‌اى از اين نوشته نيز در اسناد آقا ضياء الدين نورى ( فرزند شيخ فضل اللّه نورى ) يافت مىشود كه متن آن تفاوتهاى اندكى با متن فوق داشته و صورت آن چنين است : طهران ، بيستم ربيع ، جناب مستطاب حجة الاسلام آقاى آقا سيد عبد اللّه بهبهانى . تظلم و شكايات اهالى ايران از تعديات مسيو نس مسيحى به حدى رسيد كه ديگر اغماض نتوان كرد . چون وجود شريف ، امروزه حامى اسلام و خيرخواه مسلمين است لازم است محض حفظ اعراض و اموال و نفوس مسلمانان ، رفع و قطع يد آن ظالم را با تمام اجزاء او از تمام بلاد مسلمين نموده ، تكليف عموم همين است . هركس به هرلباس حمايت از او نمايد فاسق و حالش حال او است . نجل المرحوم الحاج ميرزا خليل و محمد كاظم الخراسانى و محمد كاظم الطباطبائى . ( 2 ) . معلوم مىشود كه مرحوم صاحب عروه ، به فرزندان خويش سپرده بود كه وى را در جريان اخبارى كه حاكى از « مصالح نوع » يعنى صلاح و فساد جامعهء اسلامى و روحانيت است قرار دهند . چنان كه همين معنا به صراحت و تأكيد در نامه‌هاى سيد به مرحومان شيخ روح اللّه قزوينى و ميرزا ابو تراب شهيدى و سيد ريحان اللّه بروجردى ( مورخ 5 جمادى الثانى 1324 ) آمده است .