مردم بر ضدّ سلف وى ( امين السلطان ) بود و كارنامهء عين الدوله نيز در سالهاى نخست ، بويژه با ملاحظهء اوضاع و شرايط بحرانى كشور در آن روزگار ، نسبتا خوب و قابل دفاع ارزيابى مىشد ( بنابراين بايد با آن دولت ، در كل ، همراهى و مماشات مىشد و ضمنا نواقصش به مرور زمان و به نحو مدبّرانه ، بر طرف مىگرديد ) .
3 . برخى اخبار واصله به سيد ، از تلاش دولتهاى بيگانه و ايادى رنگارنگ آنها ( از جمله فرقهء ضاله ) براى تضعيف و سرنگونى عين الدوله حكايت داشت ، كه در خصوص ماجراى نوز ، به گوشهاى از آن اشاره كرديم .
4 . كسانى هم كه از ميان روحانيان ، به عناوين مختلف و بعضا موجّه ( همچون :
مخالفت با اجحاف مستشاران بلژيكى به تجار مسلمان ) پرچم مبارزه با عين الدوله را برافراشته بودند ، بعضا سوابق روشن و قابلاعتمادى نداشتند و رهبر عمدهء آنان ، فردى بود كه در جريان قيام ضدّ استعمارى تحريم تنباكو ، صراحتا با حكم مرجع تشيع ( ميرزاى شيرازى ) درافتاده بود . چنان كه اجزاى دستگاه همو ، چندى بعد ( در آستانهء طلوع مشروطه ) بساط تحصن در سفارت انگليس را به راه افكندند يا به گسترش آن كمك دادند . . . نيز دست امين السلطان و ايادى وى در تقويت مالى مخالفان عين الدوله هويدا بود و سيد احمد طباطبايى ( فرزند صاحب عروه ) و پدرزن وى : صدر العلماى روانجى در نامههاى خويش به پدر ، به ترتيب : مورخ 5 و 14 محرم 1323 ، از تحريكات و تفتينهاى امين السلطان ( در محافل دينى و اجتماعى تهران بر ضدّ عين الدوله ) جهت بازگشت به مسند صدارت ، سخن گفته بود .
مجموعهء نكات چهارگانهء فوق ( بهانهجويى دشمنان تيزچنگ ايران براى اشغال و تجزيهء كشور ، اصلاحات نسبتا موفق عين الدوله ، حضور برخى عناصر مشكوك ( بلكه معلوم الحال ) در طيف مخالفان عين الدوله ، و همسويى سياست كلى اجانب با اين حركت ) ، صاحب عروه و دوستانش در ايران را از همدلى و همراهى با حركتى كه تحت رهبرى بهبهانى از محرم 1323 ق بر ضدّ عين الدوله در تهران آغاز شد ، بازداشت و آنان اين موضع را كمابيش تا اوايل سال بعد حفظ كردند . . .
در نامهء سيد احمد به پدر ، مورخ 10 صفر 1324 ، مىخوانيم : « تلگراف تبريك سنهء جديده كه به توسط اتابك [ عين الدوله ] به شاه فرموده بوديد ، لولا از جهت آنكه بنىاميه
فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 328
مساهمون: على ابو الحسنى ( منذر )
ص٣٢٨