همسرى داشت . دوم آنكه مرحوم شيخ ، اگر چه از گرفتن هدايا ابايى نداشت ، ولى كمتر ناسخ و منسوخ از او ديده مىشد . سوم آنكه در امور سياسى از سايرين بهتر و داناتر بود .
چهارم آنكه مخالف جدّى ميرزا على اصغر خان امين السلطان بود . پنجم آنكه در دوستى ثابتتر بود و خوف و هراس او در آزادى عقيده از ديگران كمتر . بدينجهت او را برگزيد و احكام او را به موقع اجرا مىگذاشت » . « 1 »
اين اقدامات اصلاحى ، بهويژه در آن برههء حساس و آفتبار تاريخ ايران ، از ارزش و اهميت خاصى برخوردار بود . « 2 » لذا اميد و اقبال مردم ، حتى آزادىخواهان ( نظير ميرزا حسن رشديه ) را برانگيخت « 3 » و « مردم همه اميدوار شدند كه عين الدوله غير از امين السلطان است » . « 4 » و بىگمان اگر حركت اصلاحى عين الدوله همينگونه پيش
هامش
( 1 ) . همان : ص 106 . عين الدوله ، در اوايل صدارت - چنان كه نوشتهاند - رتق و فتق امور را با نظر شيخ انجام مىداد . به نوشتهء ناظم الاسلام : « عين الدوله . . . با حاج شيخ فضل اللّه متحد گرديده ، امورات شرعى و عرفى ، بلكه مملكتى را راجع به محكمهء شيخ نورى كرد . تا آنكه كار شيخ بالا گرفت و كارهاى عمده را صورت و انجام مىداد . حكومت بعض از ولايات عمده برحسب مشورت و تصويب شيخ نورى معيّن و برقرار مىشد » . ر . ك ، تاريخ بيدارى ايرانيان ، بخش اول ، مقدمه ، ص 211 . يك شاهد عينى ديگر مىنويسد : « در اين اوقات ، حاج شيخ . . . طرف مهر و محبت حضرت اشرف و الا ، صدارت عظمى است ؛ شاهزادهء مزبور در اكثر اوقات با حاج شيخ همراه و دمساز است و در امورات طرف مشورت » ( تاريخ انقلاب ايران ، تفرشى نسخهء خطى كتابخانهء ملك ، ش 3819 ، ص 9 . و نيز ر . ك ، رهبران مشروطه ، ابراهيم صفايى ، دورهء اول ، ص 176 ؛ گزارش ايران - قاجاريه و مشروطيت ، مخبر السلطنهء هدايت ، ص 170 ؛ تاريخ بيدارى ايرانيان ، بخش 1 ، 1 / 328 ؛ حيات يحيى ، 2 / 3 ) .
( 2 ) . مهدى داودى ، اوضاع كشور را در آستانهء صدارت عين الدوله چنين ترسيم مىكند : « . . . بر اثر فقدان فاحش عدالت و رواج بىحساب ظلم ، دامنهء فقر و پريشانى » عامّهء مردم « وسيعتر شده ، موجبات عدم رضايت و شكايت بيشتر فراهم مىگرديد . ولخرجىهاى شاهان و قرضهاى امين السلطان ، حيفوميل شدن مالياتها و تهى ماندن خزانه ، ديگر رمقى براى دولت باقى نگذاشته ، وضع عمومى كشور بهطور اجتنابناپذيرى به سوى ورشكستگى مىرفت » ( عين الدوله و رژيم مشروطه ، ص 55 ) . گزارش مفصل و جاندارى كه فرج اللّه حسينى ( مستنصر السلطنه ) ، سر كنسول وقت ايران در تفليس ، پس از استعفاى امين السلطان به وزير خارجهء ايران نوشته ، اوضاع و احوال آشفتهء سياسى و اقتصادى كشور را به بهترين نحو ترسيم مىكند . ر . ك ، نهضت مشروطهء ايران بر پايهء اسناد وزارت خارجه ، ابراهيم صفايى ، 87 - 92 و توضيحات جالب صفايى : ص 92 به بعد .
( 3 ) . ر . ك ، نامهء رشديه به به عين الدوله ، مندرج در : سوانح عمر ، شمس الدين رشديه ، ص 85 .
( 4 ) . عين الدوله و رژيم مشروطه ، مهدى داودى ، ص 245 .