شيطانى بود ، و شرح آنها به بحثى مستقل نياز دارد ) ، و بالاخره :
4 . يأس تدريجى جناح اصيل و مستقل روحانيت ( به رهبرى حاج شيخ فضل اللّه نورى ) در اصلاح امور كشور به دست عين الدوله ، و مغتنم شمردن فرصت براى پيشبرد اصلاحات اساسى و ساختارى سياسى در كشور .
2 . حمايت سيد از اصلاحات عين الدوله
مرحوم صاحب عروه ، كمابيشاز خدمات اصلاحى عين الدوله ، و ارج بسيار آن در آن برههء حساس از تاريخ ، مطلع بود و تجربهء شخصى خود وى نيز در استمداد از عين الدوله براى رفع غائلهء يزد ( كه قريبا بدان خواهيم پرداخت ) وجود برخى « مثبات » در عين الدوله را تأييد مىكرد . توضيح مطلب از قرار زير است :
در فصل مربوط به مخالفت سيد با وامستانىهاى امين السلطان از روسيه ، ديديم كه سيد در نامه به آيت اللّه مير سيد حسين قمى ( 19 صفر 1321 ق ) ، توجهى خاص به لزوم اتحاد و همكارى دولتين ايران و عثمانى بر ضدّ دسايس و تجاوزات استعمار صليبى به كشورهاى اسلامى ، مبذول داشت . جالب است بدانيم در نامهاى هم كه دو سال و دو ماه بعد از آن تاريخ ، يعنى در 23 ربيع الثانى 1323 به جانشين امين السلطان ( عين الدوله ) نوشت باز بهطور ضمنى ، آن دو دولت را در يك جبههء واحد ، قلمداد كرد .
سيد در نامهء 23 ربيع الثانى 1322 خود به عين الدوله ، بهعنوان شأن و وظيفهء مهم حكومت ، بر دو نكتهء اساسى انگشت مىنهد و بدينوسيله ، مؤلفهها و مشخصات اساسى يك حكومت مطلوب از نظر خود را مطرح مىسازد :
1 . تكريم و بزرگداشت عالمان پارسا كه امانتهاى پيامبر اكرم ( ص ) مىباشند ؛
2 . « رأفت و مهربانى به عموم رعيت » .
سيد همچنين در اين نامه ، از ياد دولت عثمانى غافل نمىشود و ضمن دعا براى « دوام قوّت و شوكت و عزّت » دو دولت مسلمان ايران و عثمانى ، به صدراعظم ايران توصيه مىكند كه در طريق « اصلاح » امور مهم و « جانبدارى » از « رعاياى » دولتين مزبور « اهتمام تام » ورزد ، « در حفظ حقوق دولت و ملت اسلام » ، توجه و عنايت كامل نشان دهد ، و از « اعانت و رعايت ضعفاء و مساكين » و فريادرسى دردمندان ( ملهوفين ) و « رفع و دفع ظلم از مظلومين ، خوددارى » نكند ، و تأكيد مىكند كه اين كار ، موجب جلب