مىرفت بسيارى از آرزوهاى هواداران استقلال و پيشرفت ايران برآورده مىشد ، ولى افسوس كه علل و عوامل گوناگون ( داخلى و خارجى ) مانع اين چرخهء مبارك شد . به قول ناظم الاسلام كرمانى : « اين شاهزاده [ عين الدّوله ] اوّل [ يعنى در نيمهء نخست صدارت ] خوب پر كرد و آخر [ يعنى نيمهء دوم صدارت ] بد خالى نمود » . « 1 »
از شگفتيها بلكه معمّاهاى تاريخ جنبش موسوم به مشروطيت ، آن است كه اين جنبش اصلاحطلبانه ، بهعنوان مقابله با « اسطورهء استبداد » ، روياروى چنين فردى ( يعنى عين الدوله ) قرار گرفت كه در آن برههء حساس تاريخى ، شايد بهترين رجل سياسى موجود در دستگاه حكومت ايران بود ، كه مىشد با او و به دست او ، آرمانهاى اصلاحى را پيش برد و در آغاز كار ، همگان از جمله سيد محمد طباطبايى ( پيشواى معروف مشروطه ) در انجام اصلاحات ، به او چشم اميد دوخته بودند . اما عواملى نظير آنچه كه ذيلا مىآيد ، پس از گذشت نزديك به 3 سال از شروع صدارت عين الدوله ، نهايتا كار را به جايى رسانيد كه اصلاحطلبان راستين ( به رهبرى حاج شيخ فضل اللّه نورى ) به جاى ادامهء همكارى و تعامل با عين الدوله در جهت پيشبرد اهداف اصلاحى ، عملا عين الدوله را بزرگترين مانع راه اصلاحات ديدند و تمام توان خويش را در راه « براندازى » وى به كار گرفتند :
1 . كاستيهاى بنيادين رژيم استبدادى قاجار ، و خشونتهاى بى جا و بىدليل عمّال آن در حلّوفصل مسائل ( نظير اقدام علاء الدوله ، حاكم « خشونتمآب » تهران از سوى عين الدوله ، مبنى بر فلككردن برخى از تجار محترم و پيرمرد بازار تهران به منظور جلوگيرى از افزايش بهاى قند ) ،
2 . ناپختگىها و ندانمكارىهاى خود عين الدوله در مواجهه با بحران ، نظير حمايت آشكار و حساسيتبرانگيز وى از مسيونوز بلژيكى در زمانى كه موج اعتراض بر ضدّ نوز در كشور سر برداشته بود ، و بويژه تعلل عين الدوله پس از مهاجرت صغراى سيدين طباطبايى و بهبهانى به حضرت عبد العظيم ( عليه السّلام ) در اجراى دستخط مظفر الدين شاه مبنى بر تأسيس عدالتخانه ، و بدتر از همه :
3 . ترفند پيچيده و نوبنوى بيگانگان ( خصوصا استعمار بريتانيا ) و عمّال آنان در دامن زدن به تضاد بين ملت و روحانيت با دولت ، و تحريك دولت به اعمال خشونت عليه مخالفان ( كه فلك شدن تجار قند به دست علاء الدوله يكى از نتايج اين سياست
هامش
( 1 ) . تاريخ بيدارى ايرانيان ، بخش اول ، 1 / 267 و قسمت مقدمه ، ص 130 .