رضايت الهى و بهرهمندى از شفاعت پيامبر و آل طاهرين او ( عليهم السّلام ) بوده و مايهء « خوشنودى و مزيد دعاگويى » سيد و ساير مراجع عظام تقليد خواهد بود :
بسم اللّه الرحمن الرحيم
عرض مىشود : تلگراف مودّت اتصاف ، و اصل و از ورود ميمنت نمود و سلامتى وجود مسعود ، اطلاع حاصل ؛ در آستانهء مقدسهء مرتضويه على ساكنها الف صلوة و سلام و تحيّة دوام عزت و توفيق و سعادت آن جناب را سائلم .
چنانچه به حمد اللّه تعالى از عنايات حضرت واهب العطيّات در [ ا ] ين عهد فرخنده مهد ، توجهات خاصهء اعلى حضرت همايونى خلّد اللّه ملكه و سلطانه به توقير و اعظام متقين از علماء اعلام و حصون اسلام كه ودايع حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله مىباشند معطوف ، و همّت ملوكانه به رأفت و مهربانى به عموم رعيت مصروف مىباشند ، ان شاء اللّه تعالى جنابعالى نيز به مقتضاى النّاس على دين ملوكهم « 1 » در اصلاح مهامّ و انجاح مرام و جانبدارى [ از ] رعاياى دولتين عليّتين دامت قوّتهما و شوكتهما و عزّتهما اهتمام تام ، و در حفظ حقوق دولت و ملت اسلام بذل عنايت كامله و توجهات شامله داشته ، به اقتضاء حسن فطرت و صفاء عقيدت در اعانت و رعايت ضعفاء و مساكين و اغاثهء ملهوفين و رفع و دفع ظلم از مظلومين خوددارى نتوانند نمود كه موجب مرضات حضرت اقدس احديّت و نيل به شفاعت حضرت ختمى مرتبت و اهل بيت طاهرين صلوات اللّه عليهم اجمعين و خوشنودى و مزيد دعاگويى اينجانب و ساير علماء عظام خواهد بود . ايام عزت و سعادت مستدام [ باد ] .
الاحقر محمد كاظم الطباطبائى .
عين الدوله نامهء سيد را بىجواب نگذاشت و سه روز بعد نامهء زير را در پاسخ ايشان ارسال داشت :
طهران 1322 ، 26 شهر ربيع الثانى
به عرض عالى مىرساند : به ملاحظهء مقام ارادت و مخالصت خود و ظهور و شهود توجهات خاطر فيض مظاهر جناب حجة الاسلام دامت بركاته در هرمورد و موقع در پيشرفت مصالح دين و دولت متوجه و معطوف است ، لازم مىداند به هروسيله شكر قلبى خود را در مقابل اين حسن اتحاد و ملاطفت خالصانهء جناب شريعتمدار عالى
هامش
( 1 ) . مردم ، تابع سيره و رويّهء رؤسا و پادشاهان خويشاند .