امين السلطان مىشمارد : « اول ، استيلايى در مزاج » مظفر الدين شاه و « اطمينان و حبّ مفرط شاه به » او و « تسلط بر » اطرافيان تركتبار شاه و « محروميت در هرموقع به شاه .
دوم ، سحرخيزى » و حاضر شدن « از طلوع فجر » براى كار . . . سوم ، امساك و عقل معاش » . « 1 »
تفصيل و توضيح كلام نظام السلطنه را مىتوان در گفتار عبد اللّه مستوفى بازجست .
مستوفى ، به رغم انتقادهايى كه از عين الدوله دارد ، انتخاب وى براى صدارت در آن زمان را بسيار به موقع مىداند و او را براى راه انداختن اين ماشينى كه هرچه روغن به آن مىزدند زنگ طمع از آن زدوده نمىشد ، از همهكس مناسبتر مىشمارد . چه ، عين الدوله « از يكطرف سابقهء خدمتش در دستگاه وليعهدى مظفر الدين شاه از همه بيشتر و به همين واسطه تركها را خوب مىشناخت و به اخلاق و مكنت سابق و لاحق و درجهء لياقت هريك به خوبى واقف بود و مىتوانست آنها را سر جاى خود بنشاند ، از زيادهطلبى . . .
آنها جلوگيرى نمايد و براى التفات شاه دربارهء آنها حد و اندازهاى برقرار كند و حتى دستخط شاه را هم دربارهء آنها بلا اجرا گذارد . سهل است ، ذىنفع را به باد پرخاش بگيرد كه چرا وسيلهء صدور چنين دستخطى دربارهء خود شده است . از طرف ديگر ، اقامت هفت هشت سالهء تهران كه اكثر به حكومت اين شهر حتى در دو سفر شاه به فرنگ تا حدى سمت نايب السلطنگى را هم داشت ، او را بر اخلاق وجوه مملكت آشنا كرده مىتوانست آنها را به كارهايى كه از عهده برآيند بگمارد و از همه بالاتر جلوى فكر مسافرت بوالهوسانهء فرنگ را بگيرد . شاهزاده توانست اين منطق را حالى شاه و حول و حوش او نمايد كه نمىتوان يكسال در ميان ، بيست سى كرور پول قرض كرد و خرج هوا و هوس نمود . . . » . « 2 »
همّت به تعديل و موازنهء دخلوخرج دولت ، از مهمترين گامهاى عين الدوله در دوران صدارت خويش ( پيش از مشروطيت ) بود . ميرزا هاشم محيط ما فى ، از روزنامه نگاران عصر مشروطه ، مىنويسد : عين الدوله « . . . حال كه موفق به آرزوى ديرينهء خود گشته [ بود ] درصدد جلب افكار عمومى و توجه شاه برآمد . اول قدمى كه برداشت موازنهء جمع و خرج مملكت بود . در مسافرت جاجرود كه همراه شاه بود ، مستوفيان آنجا
هامش
( 1 ) . خاطرات و اسناد . . . نظام السلطنه ، باب اول : خاطرات ، ص 289 .
( 2 ) . ر . ك ، شرح زندگانى من ، عبد اللّه مستوفى ، 2 / 56 ؛ تاريخ انقلاب مشروطيت ايران ، ملكزاده ، 2 / 347 - 348 .