سلّمهما اللّه تعالى . . . در طهران قسمى به حسن معاشرت ، حركت فرمودهاند كه مايهء اميدوارى همهكس شدهاند » .
* هشيارى نسبت به دسايس استعمار
در شرح و تبيين سيرهء اجتماعى - سياسى سيد ، نمىتوان از مواضع هشيارانه و مدبّرانهء وى نسبت به بيگانگان مهاجم غفلت كرد .
چنان كه پيشتر اشاره شد ، جمعى از مورخان ، سيد را نسبت به مسائل مهم و كلان سياسى زمانه ، عنصرى خاموش و بىتفاوت ! شمردهاند ، در حالى كه مرورى بر كارنامهء زندگى وى ، اين توهّم را به شدت نفى مىكند . دراينباره ، مىتوان آن بخش از كارنامهء سياسى سيد را شاهد آورد كه حاكى از اهتمام وى به دفع تجاوز استعمار و دفاع از استقلال و تماميت ارضى كشورهاى اسلامى است ، همچون :
الف ) نامهنگارى سيد به علما و رجال دربار تهران و اسلامبول مبنى بر اظهار نگرانى شديد از پيامدهاى سوء و خطرناك وامگيرىهاى كمرشكن امين السلطان ( صدراعظم مظفر الدين شاه ) از روس تزارى براى استقلال ممالك اسلامى ايران و عثمانى ، و مهمتر از اين :
ب ) اقدام به صدور فتاوى جهاد بر ضدّ انگليسىها در جريان اشغال مناطق جنوبى عراق و ايران توسط قواى نظامى بريتانيا ( در جنگ جهانى اول ) ، كه در فصول بعدى بدان خواهيم پرداخت .
به رغم مدّعيان سكوت و خاموشى ! سيد ، و دورى وى از سياست ، بايد خاطر نشان ساخت كه مرحوم سيد نسبت به دسايس استعمار ، و شيوههاى مرموز نفوذ و رخنهء آنان در جامعهء اسلامى - كه گاه چهرهاى دلسوزانه و حق به جانب نيز به خود مىگيرد - سخت حساس بود و مداراى ( مشروط و جهتدار ) او با حكومتهاى ايران و عثمانى ، از جمله ، به همين امر بازمىگشت و جهتى ضدّ استعمارى ( - ضدّ كفر صليبى ) داشت .
دستخطى كه سيد در تاريخ 20 شوال 1332 ، دائر بر حسن سلوك مأموران دولت عثمانى در عتبات نسبت به ايرانيان مقيم يا زائر در عراق ، صادر كرده ، به روشنى گوياى همين امر است :
بسم اللّه الرحمن الرحيم و به نستعين
به حمد اللّه تعالى مأمورين دولت عليّهء عثمانيّه نصرها اللّه على الكفار نسبت به تبعهء