دولت عليّهء ايران اعزّ اللّه بها الاسلام از زوّار و مجاورين ، كمال مراعات و حسن سلوك را دارند . نسئل اللّه تعالى ان يجعل كلمة الاسلام هى العليا و ان يجعل كلمة اعدائه هى السّفلى . الاحقر محمد كاظم الطباطبائى ، 20 شوال 1332 ، محل مهر مبارك .
بويژه در جنگ جهانى اول ، كه سيد همپاى دولت عثمانى به جهاد با ارتش متجاوز بريتانيا در جنوب عراق پرداخت ، آن بزرگمرد كوشيد كه از سوى عشاير شيعهء عراق حركتى منفى بر ضدّ حكام عثمانى در منطقه ( كه بالملازمه ، به نفع انگلستان بود ) صورت نگيرد و در صورت اطلاع ، به رفع غائله و التيام روابط آنان با حكومت برمىخاست ( در بخش دوازدهم كتاب حاضر ، فصل : « اشغال عراق ، و قيام سيد » دراينباره سخن گفته و نمونههايى از دستخط سيد در اين زمينه را مىآوريم ) . بگذريم كه شدت نمكناشناسى و نيز جور و استبداد ژون تركهاى عثمانى از يكسو ، و اغفال شهروندان عرب عثمانى توسط تبليغات مزوّرانهء انگليسىها از سوى ديگر ، در اواخر جنگ جهانى اول زمينهء امكان تداوم مدارا و جانبدارى پيشين از دولت عثمانى را از مرحوم صاحب عروه گرفت . . .
آرى ، به قول خواجهء شيراز :
وفا كنيم و ، ملامت كشيم و ، خوش باشيم * كه در طريقت ما ، كافرى است رنجيدن !
ضديت سيد با مشروطه نيز عمدتا به اين علت بود كه دست دشمن را در آستين آن حركت هويدا مىديد و ديگ پلوى سفارت را در تأسيس آن عنوان ، برپا ! و اصولا ، آن دقتنظر ويژهء سيد - كه پيش از اين ، از آن ياد كرديم - به اينجا ، يعنى به عرصهء سياست خارجى ، كه مىرسيد بيشترين اوج و عمق را مىيافت . و درست از همينرو بود كه آن مجتهد شيعى ، از قبول پول « موقوفه اود » هند - كه انگليسها درپى سلطه بر هند ، بر آن چنگ انداخته و در پخش آنميان طلاب ، خالى از اغراض سياسى نبودند - سر باز زد و با اين عمل ، پاى برجاى پاى « شيخ انصارى » نهاد كه پيش از آن تاريخ ، هوشمندانه از پذيرش آن پول شبههناك سر باز زده بود .
اوده ( اوده ) ، از مناطق شيعهنشين در شمال مركزى هند است كه برخى از متمكنين آن از ديرباز ، مبلغى قابلتوجه پول را وقف حوزههاى عملى شيعه در عراق كرده بودند تا با نظارت مجتهدين به مصرف طلاب و روحانيون برسد . انگليسىها كه به مرور بر سرزمين هند ، و از آن جمله اود ( ايالت اوتار پرادش فعلى ) مسلط شدند ، همچون ساير