سيد ، به اسناد متعددى برمىخوريم كه حاكى از اصرار انگليسىها براى واگذارى تصدى پخش موقوفه يا خيرهء اوده در عراق به سيد ، و امتناع محترمانهء آن بزرگمرد از قبول اين امر است .
قديمترين سند در اين زمينه ، نامهء ژنرال كنسول انگليس در بغداد ( مورخ 6 ژوئن 1903 / 8 ربيع الاول 1321 ق ( يعنى سه سال و اند پيش از تأسيس مشروطيت ) به سيد است كه « بعد از عرض مراتب ارادت و و داد » به حضور « شريعتمدار جناب السيد محمد كاظم الطباطبائى اليزدى المجتهد دام بقائه العالى » ، « مشهود رأى مهر انتماى آن جناب » مىدارد كه مايلم ماهانه مبلغ 340 روپيه « از وجه وثيقهء اوده » به شما بدهم ،
لطفا به اينجانب اطلاع بدهيد كه آيا در مقام قبولش برمىآييد ، و هرگاه چنين است ارسال وجه مذكور به [ آن ] جناب به چه نحو ، اوفق است ، و آنچه به نظر اينجانب اصلح [ مىباشد ] اين است كه [ آن ] جناب ، وكيلى در بغداد از قبل خود معيّن فرموده تا وجه مذكور ماه به ماه تسليم او بشود . . .
سيد از پذيرش پول مزبور خوددارى مىورزد و اين امتناع ، باوجود اصرار مستمرّ و محترمانهء مقامات انگليس در عراق ، در سالهاى بعد نيز ادامه مىيابد .
سند دوم ، نامهاى است كه در 24 ذى حجهء 1325 ق ، ميرزا محمد حسن خان ( ويس كنسول يا كنسوليار انگليس در كربلا ) از زبان سيد به ژنرال كنسول مزبور مىنويسد و از آن برمىآيد كه سيد ، در طول 5 سال اخير ( ربيع الاول 1321 - ذى حجهء 1325 ) زير بار از قبول اخذ و پخش وجوه اود نرفته و احيانا نامهها و تلگرافهاى ژنرال در اين زمينه را نيز بىجواب گذاشته و موجب گلايهء وى شده است .
در نامهء محمد حسن خان ، اظهارات سيد به ژنرال چنين مطرح مىشود :
مكتوب و تلغراف سركار ملاحظه شد و تأخير در جواب بجز علالت « 1 » مزاج سببى ندارد . بارى ، چون حقير از به دو امر بنا گذاشتهام كه در خصوص خيريّهء اوده مداخله ننمايم ، لهذا از قبول نمودن آن معذورم و تعيين اشخاص را همچون صلاح خود نديدم ترك آن را اختيار نمودم . و لكن از حضرات هنديها جناب مستطاب شريعتمدار ملاذ الاسلام حاجى ميرزا محمود آقاى هندى مجاور نجفاشرف ، چون از معاريف و مشاهير هستند محض ملاحظهء حفظ حقوق و مراتب و جلالت ايشان ، مخصوص به ذكر گرديدند .
هامش
( 1 ) . بيمارى .