روحانيت را بهطور ناخواسته تبديل به نردبان صعود بازيگران سياسى و قدرتهاى بيگانه به مطامع خويش مىكند .
سيد ، در عصر خويش ، دولتهاى ممالك اسلامى ( در ايران و عثمانى ) را ضعيف و شديدا مورد هجمهء استعمارگران صليبى مىديد و معتقد بود كه در چنين اوضاع و شرايط شكنندهاى ، ايجاد درگيرى و آشوب ( بويژه آشوبها و درگيرىهاى « بىرويّه و مهارناپذير » اجتماعى ، سياسى ) بر ضدّ اين دولتها ، نهايتا وضع را از آنچه هست بدتر ساخته و پيروزى استعمارگران را در بلع و هضم ممالك اسلامى آسانتر و سريعتر خواهد كرد . ازاينرو ، باوجود نقصهاى بعضا فاحشى كه در حكام ممالك اسلامى مىديد ، ايجاد آشوب ( خصوصا آشوبهاى كور ) بر ضدّ آنها را به صلاح اسلام و مسلمانان تلقى نمىكرد و بر اين نظر بود كه اهداف اصلاحى را بايد از غير راههاى خصومتآميز پيش برد . توضيح اين مطلب ، در آينده ، بخش مربوط به مواضع سيد نسبت به حكومت عين الدوله خواهد آمد .
* توصيه به فرزندان : اختلاط با دولتيان ممنوع !
سيد ، در مجموع ، روابطى گسترده با دولتمردان عصر خويش داشت . اما اين روابط ، اولا از موضع مناعت و استغنا ، و ثانيا به هدف حفظ و پيشبرد مصالح اسلام و مسلمين ( در ايران و عثمانى ) بود . سيد ، از اين روابط ، سود مىجست و مقاصد اصلاحى خويش را به نحو آرام و بىسروصدا پيش مىبرد ، چنان كه از طريق تماس با عين الدوله ( صدراعظم وقت ) و محمد على ميرزا ( وليعهد ) ، زمينه را براى عزل شاهزاده جلال الدوله ، حاكم ستمگر و دينستيز يزد در سالهاى پيش از مشروطه ، و اعادهء حيثيت از عالمانى كه مورد هتاكى و توهين وى قرار گرفته بودند ، فراهم ساخت . درعينحال ، او رابطه و خصوصا اختلاط با دولتمردان را براى هرروحانى ( حتى براى فرزندان فاضل خويش كه در تهران مىزيستند ) تجويز نمىكرد . چگونگى آنكه :
صاحب عروه ، به تربيت فرزندان خويش اهتمام بسيار نشان مىداد و هرچندگاه يكبار ، ايشان را با سفارشها و نصايح شفاهى و مكتوب خويش مىنواخت و همواره به رعايت شئون روحانيت ، و انجام وظايف حساس و خطيرشان ( بهعنوان منسوبين به مرجعيت ) توصيه مىكرد . آقا سيد احمد طباطبايى يزدى ( فرزند سيد كه در عصر