سيرهء اجتماعى - سياسى
صاحب عروه ، 13 سال پايانى عمر خويش ( فاصلهء سالهاى 1324 تا 1337 ق ) را كه مقارن با دوران اوج نفوذ و زعامت دينى او در جهان تشيع است ، در عصر مشروطيت گذرانده است و در اين دوران ، به دليل نفوذ شگرف خويش در بين شيعيان ، و پايدارى بر سر تشخيص دينى و سياسى خود ، خواهناخواه يك پاى ثابت درگيريها و تنشهاى آن روزگار پرآشوب بوده است .
بسيارى از نويسندگان تاريخ مشروطه ( و حتى برخى از ديپلماتهاى خارجى معاصر سيد ) سيد را فردى دور ( بلكه پرهيزگر ) از مسائل سياسى ، و احيانا هوادار استبداد ! خواندهاند . « 1 » در خوشبينانهترين توجيه نسبت به اينگونه داوريها ، بايد گفت كه اظهارات و داورىهاى مزبور ، ريشه در عدم درك شيوهء « حسابشده ، خردمدار و حزمآميز » سيد در برخورد با مسائل و حوادث كلان اجتماعى - سياسى دارد و بويژه از عدم توجه به پرهيز شديد سيد از سطحىنگرىها ، يكسويه ديدنها ، جوّ زدگيها و شتابزدگىهاى معمول در جادهء لغزندهء سياست ، نشأت مىگيرد .
حقيقت اين است كه سيد از سياست دور و بر كنار نبود ، اما در اتّخاذ برخورد ( منفى يا مثبت ) با جريانها و جنبشهاى موجود ، و عوامل دستاندركار آن ، از اقدامات شتابزده ، ناپخته و صرفا احساساتى و تحتتأثير جوّ و تبليغات رايج ، سخت پرهيز داشت و اگر كسانى ( چه دشمن و چه حتى دوست ) او را در قبال حوادثى كه بر جوامع اسلامى و
هامش
( 1 ) . براى نمونه ر . ك ، تلگرام سركنسول انگليس در بغداد ، مورخ ژوئيهء 1909 ، كه مىنويسد : « سيد كاظم يزدى . . . تا كنون در سياست دخالتى نداشته است » ( تاريخ استقرار مشروطيت در ايران ، ترجمهء حسن معاصر ، ابن سينا ، چاپ دوم ، تهران 1353 ، 2 / 1219 ) و نيز : دكتر عبد الهادى حائرى كه مىگويد : « . . . سيد كاظم يزدى . . . خويشتن را از سياست كنار مىكشيد » ( تشيع و مشروطيت در ايران و نقش ايرانيان مقيم عراق ، اميركبير ، تهران 1360 ، ص 161 . و نيز براى مواردى ديگر از اين القائات ر . ك ، همان : ص 113 ، 160 ، 165 ، 327 - 328 ) . دكتر مظفر نامدار ، به درستى ، اينگونه القائات درمورد سيد را مردود شمرده است . ر . ك ، اسوهء فقاهت و سياست ؛ « معرفت سياسى در انديشهء علامهء مجاهد آيت اللّه العظمى سيد محمد كاظم طباطبايى يزدى » ، مندرج در :
تأملات سياسى در تاريخ تفكر اسلامى ، به اهتمام موسى نجفى ، 5 / 36 - 38 .