جهان تشيّع مىگذشت ، عنصرى بىتفاوت ! و كنارهگير ! شمردهاند ، سخت به خطا رفتهاند . آخر ، چگونه مىشود فردى نسبت به اوضاع و احوال زمانهء خويش ، بىتفاوت و تماشاچى باشد ، آنگاه خود را تا سرحدّ استقبال از مرگ سرخ ، با مشروطهخواهان تندرو و سكولار درگير كند و مهمتر از آن ، در برههء حساسى چون سالهاى جنگ جهانى اول ، دهها نامه و اعلاميهء جهاد بر ضدّ متفقين صادر كند و حتى فرزند ارشد و نورچشم خويش ( سيد محمد ) را همراه اصحاب سرّش ( شيخ احمد و شيخ محمد حسين آل كاشف الغطاء ) به خطّ مقدم جهاد بفرستد ؟ !
به رغم نسبتها و داوريهاى فوق ، بايد خاطرنشان ساخت كه ، سيرهء مستمر سيّد در امور اجتماعى ، سياسى آنگونه كه خود كرارا در نامههاى خويش به اين و آن متذكر شده است ، چنين بود : نخست : تحصيل اطلاع دقيق و كامل از ريشهها ، لايهها و جوانب پنهان و آشكار حوادث و رويدادهاى زمانه ، خصوصا پىجويى و پيشبينى عواقب و تبعات آنها ، همراه با تأمل در انتخاب صحيحترين راه و پختهترين نوع برخورد با حوادث و جريانات ، و آفرينندگان و صحنهگردانان آنها ، و گزينش راه و موضعى كه نهايتا « بد » ، « بدتر » نشود و « فاسد » به « افسد » نيانجامد ، و سپس : تصميم و اقدام قاطع - از سر بصيرت و تدبير - مبنى بر ردّ يا تأييد حوادث و جريانهاى مزبور .
مرحوم صاحب عروه ، در بحبوبهء قيام عدالتخواهى منتهى به مشروطيت ، و هجرت كبراى علماى تهران به قم ، نامههايى خطاب به چهار تن از علماى برجستهء مقيم ( يا مرتبط با ) تهران : آقا سيد ريحان اللّه كشفىبروجردى ، آقا مير سيد حسين قمى ، حاجى ميرزا ابو تراب شهيدى قزوينى و حاج شيخ روح اللّه دانايى قزوينى ، مىنويسد و در آنها - كه از حيث مضمون ، بههم نزديكند - ضمن تفقّد از حال مخاطبان نامه و درخواست توفيق خدمت براى آنان ، خاطرنشان مىسازد كه : چندى است از آن حدود ، پيوسته اخبار وحشتآميز و مراسلات مشتمل بر ذكر ورود هتكحرمت فاحش و اهانات بىاندازه از سوى حكومت نسبت به جمعى از علماء عظام مىرسد و جمعى اينجانب را تكليف به بعضى اقدامات مىكنند . شما آقايان ، كه مورد وثوق و اطمينان من قرار داريد ، از نزديك حاضر و ناظر بر قضاياى پايتخت مىباشيد و بنابراين ضرورى است در اينگونه حوادث كه « ضررش بر نوع اهل اسلام وارد » شده و به مصالح عامّهء مسلمين مربوط مىشود ، با ارسال نامه مرا از حقيقت قضايا و جريانات روز مطلع سازيد ، بلكه فراتر از آن ، طريق حلّ و رفع آنها را نيز بيان داريد تا من ، كه دور از معركه قرار دارم ، از سر
فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 228
مساهمون: على ابو الحسنى ( منذر )
ص٢٢٨