تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
بصيرت و آشنايى با حاقّ مسائل ، و به دور از ناپختگيها ، تكليف شرعى خويش در قبال آن حوادث را انجام دهم . متن نامه‌هاى مزبور را در فصول بعد خواهيم آورد . نكتهء جالب در هرسه نامه ، اوّلا حساسيت خاص سيد نسبت به مصالح مسلمين ، و ثانيا تكيه و تأكيد ويژه‌اى است كه ايشان ، بر لزوم آشنايى و بصيرت كافى نسبت به حوادث واقعه ، و رعايت حدّ نصاب پختگى و متانت لازم در اتخاذ نوع و نحوهء برخورد ( منفى يا مثبت ) با آنها دارد . آن مرجع عاليقدر ، حتى در نامه‌اش به آقايان حاجى ميرزا ابو تراب و آقا سيد ريحان اللّه ، شديدا گلايه مىكند كه چرا و چگونه تا اين زمان ، از نگارش نامه به وى دربارهء اين حوادث دريغ ورزيده‌اند ؟ جان كلام وى در هرسه نامه آن است كه : « چون مبناى امورات بر اتقان و تثبّت « 1 » است » ، و اقدام ناآگاهانه و بىبصيرت را مناسب نمىداند ، و اقدام به امورى كه از كم‌ّوكيف آن - چنان كه شايد و بايد - مستحضر نيست « خلاف وتيره » و رويّهء او است « و از بس ، اعمال اغراض شخصيه در بعض مراسلات شده و بعد از آن خلافش منكشف شده وثوقى باقى نمانده » است ؛ لذا بر امثال اين بزرگان « كه مورد وثوق و اطمينان ، و [ در صحنهء حادثه ، از نزديك ] حاضر و بصير » مىباشند « لازم است كه فورا بعد از تحقيق ، اطلاع بدهند تا از باب آن داخل شده عن بصيرة [ از سر بصيرت ] اقدام » لازم را انجام دهد . « بلكه طريق علاج آن را هم كه به نظر » شان « مىرسد مرقوم » دارند « تا از روى بصيرت ، بر وفق تكليف » عمل شود . مرحوم صاحب عروه ، با اين نامه‌ها آشكارا نشان مىدهد كه نسبت به مصالح نوعى و عمومى جامعهء اسلامى ، حساسيتى خاص مىورزيده ، و درعين‌حال از اقدام و موضع‌گيرى در برابر رويدادها و جريانات ، پيش از كسب اطلاع و بصيرت لازم نسبت به چند و چون حوادث ، و طريق درست برخورد با آنها ، پرهيز داشته و جدّا معتقد بوده است كه بايستى كاملا پخته و آگاهانه با مسائل روبرو شد و از خرد و تجربهء اهل‌نظر بهره‌مند شد . اقدام صاحب عروه به انتخاب فقيهان تيزبين و سياست‌شناسى چون مرحومان شيخ احمد آل كاشف الغطاء و بويژه برادر وى : شيخ محمد حسين آل كاشف الغطاء ( مصلح مشهور جهان اسلام ، و پيشگام در عرصهء مبارزه با آمريكا و صهيونيسم ) به‌عنوان دستياران و اوصياى خويش ، و تلاش در جلب مردم به سوى آنان - علاوه بر حسن تشخيص و درايت سيد در شناخت رجال زمانه ، شاهدى ديگر بر توجه وى به مقولهء
هامش
( 1 ) . به‌معناى : محكم‌كارى ، و پرس‌وجو از صحت و سقم اخبار و شايعات منتشره .