ايستاد . تجربه و حس ، فراوان نشان داده است كه « افراطگران » ، پس از چندى ، به دندهء تفريط افتادهاند ، چنان كه « تفريطمآبان » نيز چه بسا فرجام كارشان به افراط كشيده است .
به ديدهء سيد : اعتدال در امور ، قانونى است عامّ و فراگير ، كه در همهجا و همه وقت و همه كار ، برّايى دارد و هيچگاه تبصره يا استثنا نمىخورد :
* حسن التوسط فى الامور غير مخصّص .
10 . مسئوليت متقابل رهبران و مردم
كسانى كه زمام امور خلق را در دست دارند بايد بسيار مواظب رفتار خود باشند ، كه به قول سيد : زمامدار قوم ، در سرنوشت قوم خويش بسيار مؤثر است : اگر به قوم خود دروغ گويد و آنها را به سوى منزلى شايسته رهنمون نگردد ، كسانى كه بند اطاعت وى را به گردن افكندهاند ، بىآنكه مهلتى براى چارهجويى و جبران داشته باشند هلاك خواهند شد :
* اذا كذب الرائد اهله هلكوا من غير مهلة .
متقابلا ، مردم نيز در « شناخت » و « انتخاب » رهبر شايسته ، مسئوليت دارند و اگر قومى ( از سر جهل و غفلت ) گرگ را به چوپانى خويش برگزيد ، بايد خود را آمادهء مرگى سريع و فجيع سازد :
* اذا كان الذئب راعى القطيع ، فالخطب فظيع و الموت ذريع .
رعايت نكات دهگانهء فوق بر بزرگان و زعيمان قوم ، بويژه : رهبران دينى جامعه ، واجبتر و لازمتر است و اساسا به گفتهء سيد : رياست و سرورى بر خلق ، لوازمى دارد كه از جملهء آنها امور زير است : كياست و زيركى ، سياست و تدبير ، متانت و سنگينى ، ديانت و امانت ، وقارى كه از تكبّر به دور باشد ، آرامشخاطر ، مهابت و صلابت در عين نرمى و امتناع و خوددارى در عين تمكين ، بصيرت به امور و گزينش اهداف تا هرچيز را در جايگاه شايستهء آن نهد و معرفت به طبقات مختلف مردم تا حق هركس را به خوبى ادا كند ، و افزون بر اين همه : ملاحظهء جلال الهى و كبريا و عظمت وى ، كه همهء اعمال آدمى - خرد و كلان - در ديوان او ضبط مىشود ؛ و بزرگترين مقصد و مقصود آدمى ، آن است كه در جميع حالات و اوقات ، و در تمامى حركات و سكنات خويش ، خداى متعالى را در نظر داشته باشد :