مىرويم و چگونه مىرويم ؟ به فشارها و وسوسهها تسليم نمىشد و بىاعتنا به جو سازيها و ضرورت تراشىها ، پشتورو و مبدء و مآل كار را عالمانه مىسنجيد ، و سپس ، بناى « عمل » را با شاغول « انديشه » فرامىبرد .
« آينده » را در آينهء « امروز » مىخواند و از آنان بود كه در حقشان به درستى گفتهاند :
يقرء مكتوب الغد من عنوان اليوم . لاجرم ، زلزله را پيش از آنكه بر سر مردمان ، آوار شود ، در مىيافت و خود را وامىپاييد و . . . خانه بر گذرگاه سيل نمىساخت . درواقع ، آنچه ديگران ، در فرجام مىديدند ، او در آغاز درمىيافت ؛ ازاينروى ، به جاى آنكه ( همچون بسيارى كسان ) « عبرت » فرداييان شود ، « حكمت » امروزيان بود .
از روش « آزمون - خطا » ، سكهء رايج در عرصهء اجتماع و سياست اين ملك ، به دور بود و به جاى آن ، « انديشه و دانش و درايت و توفيق » را نشانده بود ؛ لاجرم از « حسرت و ندامت » فرجامكار ، دور بود و از آنان نبود كه ، احيانا در پايان عمر ، نه تنها از « سيّئات » خود ، بلكه ناگزيرند از برخى از به ظاهر « حسنات » خويش نيز « استغفار » كنند . . .
اگر خوانندهء اين دفتر ، از خوانش اين كتاب ، تنها ضرورت همين نكته را دريابد ، نويسنده بهرهء خويش را از رنجى كه در تدوين اين دفتر برده ، گرفته است . و من اللّه التوفيق و عليه التكلان .
اكنون كه با آراء و ديدگاههاى كلان و بنيادين سيد ، و سلايق و احساسات او ( در پهنهء عمل فردى و اجتماعى ) آشنا شديم ، نوبت آن است كه كارنامهء سياسى و اجتماعى وى را بگشاييم و بر پايهء اصول راهنمايى كه خود به دست داده ، مشى و مرام كلّى او را در عرصهء اجتماع و سياست معلوم داريم و سپس به شكل ريزتر و مشخصتر در مواضع فكرى و عملى او نسبت به مشروطه دنبال كنيم .
فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 226
مساهمون: على ابو الحسنى ( منذر )
ص٢٢٦