هر يك از اولاد قرار دهد نسبت به قسمت اولاد ديگر به شرط موت او ، كه اگر بميرد ، و او زنده ، فسخ كنند و ملك در حكم ملك پدر شود و بالإرث ببرد ، چه صورت دارد ؟
جواب : على الظاهر مانعى ندارد . لكن به فسخ كه بر مىگردد بر پدر ، مشترك مىشود ما بين وراث پدر كه از جمله آنها زوجه او است كه مادر باشد ، اگر از منقولات است و از جمله همان پسرى است كه فوت شده است . و حصه او بالإرث منتقل مىشود به مادرش ، اگر وارث ديگر نداشته باشد .
و اگر شرط كند بر هر يك كه عند موت او آن چه منتقل به او شده است برسد به برادرش ، اين محذور مرتفع است . و لكن خالى از اشكال نيست ، از جهت لزوم توقيت ملكيت ، هر چند ممكن است دفع آن به اين كه اين تقييد ملكيت [ است ] كه لازم آن توقيت است . و آن چه باطل است ، توقيت صريح است . كما اين كه اشكال ديگر كه آن اين است كه اين شرط منافى شرع است ، از جهت اين كه به موت مالك بايد مال او برسد به ورثه او ، پس اين شرط مخالف با ادله ارث است ، مدفوع است به اين كه لازم اين شرط ، قصور ملكيت است بر وجهى كه قابل انتقال به وارث نيست ( و اللَّه العالم ) .
سؤال 388
[ ولايت جدّ پدرى بر اطفال صغير اصل صحّت در معاملات ]
جد ، ملكى را به نوه هاى پسرى خود انتقال مىنمايد . ملك مذكور را به تصرف پدر اطفال كه اولاد جد است داده ، چندى در تصرف پدر اطفال به ملكيت عمل مىشد . بعد جد ، ملك منتقل إليه را فروخت . آيا اين مبايعه صحيح و نافذ است ، يا آن كه بعد از انتقال ، معامله غير مشروع است ؟
مستدعيم آن چه حكم مسأله است مرقوم فرمائيد .
جواب : هر گاه از براى جد ، در آن انتقالى كه كرده است ، خيار فسخ بوده است ، بيع او محكوم است به صحت ، و اين كه فسخ كرده است و بعد فروخته است .
و اگر انتقال او قطعى و بدون خيار بوده ، پس اگر آن اولاد ، كبار بودند ، بيع او فضولى است و محتاج است به امضاء آنها ، و اگر اولاد صغار بودند وجد از باب ولايت ، با ملاحظه مصلحت آنها فروخته است ، صحيح است .
و هر گاه انتقالى به اولاد شده است و معلوم نيست كيفيت آن ، از خيار فسخ داشتن و