تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سؤال و جواب ( استفتائات و آراء سيد يزدى صاحب عروة الوثقى ) ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
الدليل عليه . و مع ذلك كله ، هر گاه در مسأله مراعات احتياط شود بهتر است ( و اللَّه العالم ) .

سؤال 393

[ بطلان شرط در اثر بطلان عقد ] هر گاه مصالحه كند مالى را به كسى ، و شرط كند صرف معادل قيمت آن در مصارف او بعد از موت ، كه وصيت را بنحو شرط ضمن العقد ادا كند . و بعد متبين شود بطلان صلح ، آيا وصيت هم باطل مىشود يا نه ؟ جواب : بلى ، باطل مىشود . چون جزء عقد مصالحه بوده ، به بطلان آن ، شرط باقى نمىماند .

سؤال 394

[ صلح به قصد فرار از دين نامشروع بودن جهت معامله صلح مال به خاطر فرار از وجوب حج پس از حصول استطاعت ] صلح فرار از دين صحيح است يا نه ؟ جواب : اظهر عدم صحت است . إما لانصراف أدلة الصلح ، و إما لقاعدة الضرر ، و إما للأخبار الدالة على النهي عن بيع العنب فيعمل خمرا « 1 » و نحوها . و بها يمكن أن يستدل على بطلان صلح ماله لأولاده للفرار عن الحج بعد حصول الاستطاعة .

سؤال 395

[ صلح دين به دين ] صلح كلى مؤجل به كلى مؤجل ، مثل بيع است در بطلان ، يا فرق است ؟ جواب : على ما هو التحقيق كه صلح ، عقدى است مستقل ، مانعى ندارد . و دليل بر بطلان بيع دين به دين ، شامل مقام نيست ( و اللَّه العالم ) .

سؤال 396

[ اهليّت در معاملات ( شرط بلوغ ) ] زيد تمام ما يملك خود را مصالحه مىكند به عمرو ، بمال المصالحه معين مأخوذ به اختيار تا چهل سال كه بلسانه به نيابت ، فسخ كند . بعد عمرو مصالحه مىكند دو ثلث آن اموال را به پسر زيد ، كه صغير است ، بمال المصالحه معين ، و در آن چهار شرط مىكند : يكى آن كه تا ده سال ، خيار داشته باشد كه بر تقدير فوت متصالح ، فسخ نمايد . دويم آن كه زيد ، مختار باشد در تصرف در آن حتى به نقل و انتقال سيم آن كه اگر مخارجى لازم شود به جهت احقاق حق و دفع ظلم ، دو ثلث آن بر متصالح باشد ، چهارم ، هم‌شيره هاى متصالح ، هر گاه كدورتى فيما بين آنها و شوهرهاى ايشان اتفاق افتاد ، حق داشته باشد كه در خانه هاى پدرى سكنى نمايند . آيا اين مصالحه ، صحيح است يا فاسد ؟ و بر فرض صحت ، هر گاه متصالح فوت شد ، خيار .
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه : ج 12 ، ابواب ما يكتسب به ، باب 60 ، ص 171 و باب 41 ، ص 127 .