فى رضاع ولدها اكثر من سنتين » يعنى حق ندارد پس از دو سال شروع به شير دادن نمايد و مرزش همان دو سال است و اين معنا اگر معناى أظهر از روايت نباشد ، كمتر از آن معنايى كه گفتهاند نيست .
خلاصه : به نظر ما ظهور روايت سعد بن سعد اشعرى و همينطور اشعارى كه در روايات حلبى ، ابى بصير و « دعائم » هست به عنوان مؤيّد آن ، كافى است براى عدم جواز ارضاع پس از دو سال ، منتها ما در اينجا احتياط وجوبى مىكنيم و از فتوى امتناع مىكنيم ؛ چرا كه موافق صريحى با اين نظر نيافتيم .
بله اين احتمال هست كه نظر مرحوم صدوق و همين طور كلينى رحمه الله كه اين روايات را نقل كردهاند ، عدم جواز ارضاع در بيش از دو سال باشد ، كما اينكه محقق اردبيلى هم احتياط كرده است و بلكه محتمل است كه مسأله در بين اقدمين از شيخ طوسى همين طور باشد ولى چون روشن نيست و قائل صريحى راجع به اين حكم پيدا نكرديم احتياط وجوبى اين است كه پس از دو سال از شير دادن پرهيز شود .
3 - حد رضاع از حيث نقصان از حولين :
الف - اقوال در مسأله : قول مشهور در مسأله عدم جواز كمتر از بيست و يك ماه است و در مقابل مشهور قول به جواز كمتر از بيست و يك ماه در صورت طولانى شدن دوره حمل - به طورى كه مجموع حمل و رضاع به سى ماه برسد - است . اين قول را ابن عباس مطرح كرده است و يحيى بن سعيد هم در « جامع » « 1 » مطابق آن فتوا داده است . كما اينكه عدهاى هم آن را پسنديدهاند مثل فاضل مقداد رحمه الله در « كنز العرفان » و مرحوم فيض در « مفاتيح » كه گفتهاند : « حَسَنٌ » و مرحوم صاحب مسالك كه آن را موجّه خوانده است « 2 » و عدهاى هم آن را نقل كرده ولى رد نكردهاند مثل
هامش
( 1 ) - الجامع للشرايع : 459
( 2 ) - المسالك 8 : 417