تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7913

مساهمون:

ص٧٩١٣
عن ابى عبدالله عليه السلام فى العقيقه قال : لاتطعم الام منها شيئاً . 3 - عدة من اصحابنا عن احمد بن ابى عبدالله عن ابيه عن عبدالله بن المغيره عن ابن مسكان عمن ذكره عن ابى عبدالله عليه السلام قال : لاتأكل المرأة من عقيقة ولدها ولابأس بأن تعطيها الجار المحتاج من اللحم . ظاهر هر سه روايت اين است كه به ام داده نمىشود . اگر چيزى در طرف مقابل نبود بايد مىگفتيم به حسب ظاهر حرام است . مرحوم محقق در نكت النهايه مىفرمايد درست است كه نهى شده ولى سيره با عدم تحريم است . به سيره مسلمانان يا اماميه تمسك كرده است . به نظر ما هم شهرت قوى بر عدم تحريم وجود دارد . قول صريحى هم نسبت به تحريم پيدا نكرديم . حتى شيخ طوسى كه لايجوز تعبير كرده معلوم نيست مرادش تحريم باشد . يجوز در كلمات قدما به اين معنا است كه منعى در آن نيست نه منع تحريمى و نه منع تنزيهى . اقلًا نهى محكمى درباره‌اش نيست . لذا لايجوز با كراهت هم سازگار است . سرائر كه عبارت نهايه را نقل مىكند مىفرمايد در مورد شدت كراهت كلمه لايجوز به كار برده مىشود و اين معنا رايج است . خلاصه در اين طور مسائل كه سيره قريب به اتفاق اشخاص و فتوا بر عدم حرمت است شايد بتوان گفت اين روايات در محيطى كه صادر شده غير از شدت كراهت چيز ديگرى از آن فهميده نمىشده است . مثلًا در روايت ابى خديجه شما مىبينيد اول از خوردن عيال نهى شده بعد حضرت مىفرمايد غير از ام هر كس بخورد عيب ندارد . معلوم مىشود دارد مراتب مبغوضيت را بيان مىكند و ممكن است هر مراتبش غير الزامى باشد . بنابراين در مجموع با شهرت خيلى قوى و سيره خارجى مىتوان گفت خوردن ام از عقيقه حرمت ندارد . بحث ديگرى هم هست كه اگر به فرض خوردن مادر را از عقيقه جايز بدانيم ،